ولى چون او نبود پس از جستجو بازگرديد و رييس شهربانى و غلامحسين ياور را پس از سخنان دلخراشى كه بايشان گفت رها ساخت . در شهر جستجوى تفنگ و فشنگ همچنان پيش مىرفت و نيز قزاق و سالدات در پى كسانى ميبودند كه بگيرند . كارگزار كه چگونگى گزارش را بوزارت خارجه نوشته و ما اين آگاهيها را بيشتر از نامه او برداشتهايم نامهاى پانزده تن را مىشمارد كه مىجستهاند تا بگيرند . از كسانى كه شمرده نامهاى سيد رفيع آقا و امجد الواعظين را در اينجا مىآوريم . نيز مينويسد :
« سيد رضا كرجىبان را كشتهاند » .
پس از اين پيشآمد رشته كارهاى انزلى در دست عزيز بيك ميبود و او همه روزه ببازار آمده چيرگيها مينمود و دژخويى دريغ نميگفت . كارگزار در دوم محرم ( دوم دى 1290 ) مينويسد :
امروز يكشنبه دوم عزيز بيگ با چند نفر سالدات بازار آمده به اهالى حاكمانه ميگفت در همهجا قراول خواهم گزاشت دو نفر سالدات در جلو او با تفنگ مىرفت ديدن اين بدبختى و فلاكت براى فدوى و مأموريت دولت بدترين ذلت است حيات مردم در اختيار روسها مانده عاجلا تكليف را معين نمايند كه حكومت در انزلى با كيست سيم تلگراف را روسها مشغول داشتهاند عرايض از تلگرافخانه رشت عرض مىشود ابو القاسم .
در هفتم محرم ( 7 ديماه ) برمز تلگراف مىكند :
حسين خان معتمد الوزاره و جمعى بيگناه را جستجوى ميكنند بگيرند جمعى از ترس متوارى شده گريختهاند . اگر حسين خان را بگيرند يا تلف ميكنند يا بروسيه تبعيد به حبس خواهند فرستاد ابو القاسم .
در هفدهم ربيع الاول ( شانزدهم اسفند ) مينويسد :
مدتيست حفظ امنيت انزلى به عهده مأمورين نظامى روس است سالدات و رييس كل آنها در غازيان باغ سردار منصور منزل كرده دو سه نفر صاحبمنصب با چند نفر سالدات هم در انزلى در دو سه خانه منزل كردهاند .
كماندان سالداتها مهر رسمى كنده كه وسط آن علامت دولت روس و اطراف آن با زبان روسى اينطور محكوك است ( كماندان قرد انزلى ) « 1 » بعضيها كه تفنگ شكارى داشتهاند اجازه از كماندان گرفتهاند كه كسى
هامش
( 1 ) « فرمانده شهر انزلى » .