تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨

گفتار چهاردهم پيش‌آمدهاى گيلان « 1 »

بارها گفته‌ايم كه پس از آذربايجان گيلان دوم جايى بود كه شور مشروطه - خواهى در آنجا ژرفا داشت و گيلانيان از درون دل خواهان آزادى گرديده و در راه آن بكوشش و جانفشانى برخاستند و ياران بسيار نيكى براى آزاديخواهان آذربايجان درآمدند . انجمن ايالتى رشت هميشه بانجمن آذربايجان همدستى مينمود و از آغاز جنبش تا اين زمان كه روسيان در آنجا نيز به كار برخاستند گيلانيان كوتاهى از خود نشان ندادند و دغلكاران و پست‌نهادان كه در تهران و ديگر جاها ميان آزاديخواهان فراوان پديد آمدند در گيلان همچون آذربايجان كم ديده شدند . روسيان از تابستان 1290 كه محمد عليميرزا را بايران آوردند چنان كه در آذربايجان دژرفتارى مينمودند در گيلان نيز بكارشكنى و مردم‌آزارى برخاستند و چنان كه در جاى خود گفته‌ايم در آنجا بود كه نكراسف كونسول روس نامه‌اى بفرمانرواى گيلان نوشت بدينسان كه هرگاه كونسولگرى « هريك از بلواييان را در هر لباس و درجه و بهر شغل و خدمت كه باشد تبعه دولت امپراتورى روس بشمارد در هر خانه و دست هركس باشد بدون مراجعه بكارگزاران امور دولت عليه ( ايران ) بملاحظه ضيق وقت در باب رسيدگى به صحت و سقم آن شخصا بوسايل لازمه دستگير نموده و تا اعاده امنيت عمومى محبوس خواهد نمود » ، و اين براى آن بود كه قفقازيان و ديگران
هامش
( 1 ) آگاهيهاى اين گفتار از روى نوشته‌هاى وزارت خارجه است كه در دسترس ما گزارده شده . آقاى احمد طباطبائى از روى آنها و با آگاهىهايى كه خود مىدارد براى اين بخش از پيش‌آمدهاى گيلان تاريخچه‌اى نوشته كه جداگانه يا در پيمان چاپ خواهد شد .