تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مىگفته : « شجاع الدوله تنها كسى بود كه ميتوانست كارهاى آذربايجان را انجام دهد » و از اينكه با برداشتن او از سر كار با دولت ايران همراهى نموده بوده پشيمانى آشكار ميساخت و براى آنكه پافشارى خود را در نگاهدارى صمد خان بانگليسيان بفهماند با زبان « ديپلوماتى » خود چنين مىگفت : « اگر سپهدار آمد و پيرامونيان او بآشوبى همچون آشوب ماه دسامبر گذشته « 1 » برخاستند يگانه راهى كه به روى دولت امپراتورى روس باز خواهد بود اينست كه رشته كارهاى آذربايجان را خود بدست گيرد . » پيداست كه انگليسيان با آرزوى روسيان درباره بدست خود گرفتن كارهاى آذربايجان همداستان نبودند ، اينست با خواست ايشان درباره نگهدارى صمد خان همراهى نمودند ، ليكن گفتگو در ميانه لندن و پترسبورگ و تهران و تبريز همچنان پيش مىرفت و تلگرافها آمد و شد ميكرد . كابينه تهران درباره فرستادن سپهدار پا - فشارى مينمود و اين بيشتر براى آسودگى خودشان ميبود . در آغازهاى تيره ماه روسيان باز روى نرمى نشان دادند ليكن پيشنهاد نمودند كه شاخه‌اى از بريكاد قزاق در تبريز برپا شود كه هفتصد تن قزاق از خود آنجا بگيرند و بسرپرستى دو سركردهء روسيان سپارند . چون اين قزاقان كه با پول ايران زندگى ميكردند خود سپاهى براى روسيان مىبودند ميخواستند بر شماره آنان بيفزايند . كابينه حاجى نجفقلى خان اين را پذيرفت و بر آن نهادند كه سپهدار هرچه زودتر از تهران روانه گردد . اين شگفتر كه چون سپهدار به بيرون رفتن از تهران خرسندى نميداد وزيران نمايندگان روس و انگليس را به ميانجيگرى برانگيختند . اين بود اندازهء درماندگى دولت پس از پيش‌آمد التماتوم . روز بيست‌وهفتم تيرماه محمد وليخان از تهران روانه گرديد ولى در قزوين چون دانست كه در تبريز مردم را برو شورانيده‌اند در آنجا نشست و تا آگاهيهاى ديگرى بوى نرسيد از قزوين بيرون نيامد . اما در تبريز چنان كه گفتيم صمد خان سخت رنجيده بود و بدشمنى ميكوشيد ، ولى ميان مردم چيزهاى ديگرى پيش آمد . بدينسان
هامش
( 1 ) جنگ چهار روزه مجاهدان با روسيان را ميگويد .