گفتار چهارم پيشرفت گيلانيان و گشادن ايشان قزوين را
چنان كه گفتهايم محمد على ميرزا سپاهى بقزوين براى جلوگيرى از شورشيان گيلان فرستاد . در ماه فروردين در اينجا دستههايى از قزاق و سرباز و سواره با چهار دستگاه توپ نشيمن داشتند و تا چهار فرسخى از قزوين پيش رفته در « ينگى » سنگر كرده بودند . از آنسوى محمد على ميرزا بنقى خان رشيد الملك كه اين هنگام از هواداران دربار و حكمران اردبيل بود دستور فرستاده بود كه دستههايى از شاهسون گرد آورده از راه آستارا بر سر شورشيان گيلان بتازد و چنان كه از كتاب آبى پيداست به اين كار ارج بسيار نهاده اميد ميداشت نقى خان تا رشت پيش خواهد رفت . ولى اين اميد بى جا بود و نقيخان چون سپاهى گرد كرد و بر سر گيلانيان تاخت با نخستين دستهاى كه برخورد و با ايشان جنگ نمود شكست يافته پسنشست . شاهسونان چون جنگ را خواستار نبودند همين كه دهدوازده تن از ايشان كشته گرديد رو برگردانيدند و پس از آن هم بكارى برنخاستند .
در گيلان نيروى آزاديخواهان در فزايش بود و هر زمان دسته ديگرى از قفقاز و تالش و ديگر جاها بايشان مىپيوست . ابزار نيز بفراوانى داشتند . اگر در تبريز خبرنگار تيمس بر بىابزارى مجاهدان خرده ميگرفت و ريشخند مىكرد در اينجا همكار او بر فزونى ابزار مجاهدان ريشخند نموده و سخنانى كه جز دليل ناپاكدلى او نيست نوشته « 1 » . شورشيان گيلان از مسلمان و گرجى و ارمنى هركدام تفنگ و پنج تيرى
هامش
( 1 ) يكى از خبرنگاران انگليس بديدن شورشيان گيلان شتافته و چنان كه شيوه اين خبرنگاران بود جملههاى ريشخندآميزى درباره ايشان نوشته كه داويد فريزر آنها را در كتاب خود آورده . اينمرد بر فزونى ابزارهاى جنگى شورشيان خرده گرفته ريشخند مىكند . از آنسوى چنان كه نوشتهايم خبرنگار ديگرى در تبريز بر كمى برگوساز مجاهدان آنجا خرده مىگرفت و ريشخند ميكرد .