تاخته پس از سه ساعت جنگ آنجا را بدست آورد و چنين نوشتهاند كه در اين جنگ چهل تن از دولتيان كشته شده دستهاى نيز دستگير افتادند .
پس از اين فيروزى شورشيان تا كنار شهر قزوين در دست داشتند و سپاه دولتى جز بنگهدارى شهر نمىكوشيدند . در اين هنگام در همه شهرهاى بزرگ ايران در نهان و آشكار انجمنهاى آزاديخواهى برپا بود . در قزوين نيز دستهاى در نهان كوششهايى مينمودند و ما از ايشان ميرزا ابو تراب خان اسعد السلطان و ميرزا غفار خان سالار منصور و مصطفى خان خور هشتى و چند كس ديگرى را ميشناسيم . نيز چون در استانبول ايرانيان اينجا انجمنى ( جز از انجمن سعادت ) براى شورانيدن ايران برپا و نمايندگانى در شهرها برميگزيدند در قزوين نماينده ايشان حاج اديب التجار بود . اينان از نزديكى شورشيان گيلان دليرى گرفته در درون شهر كوششهايى مينمودند . از آنسوى يفرمخان و همدستان او باينجا نزديك شده بسيج تاخت ميديدند . تا شب پانزدهم ارديبهشت كه گفتيم شب زايش محمد عليميرزا و در تهران و در اينجا جشن گرفته بودند به شهر تاخته آن را بگشادند .
در اين باره نگارشهاى گوناگون در كتاب آبى و روزنامها و كتاب براون ديده مىشود و ما چون آنها را استوار نميداريم در اينجا نميآوريم و چون يكى از آزاديخواهان قزوين « 1 » اين داستان را يادداشت نموده همان عبارتهاى او را ياد ميكنيم :
« در يكساعتونيم از شب چهاردهم ربيع الثانى 1327 گذشته كه شب تولد محمد عليميرزا و از طرف اداره حكومتى و اردوى دولتى جشن و چراغانى شده بود ناگهان صداى بمب و شليك شورشيان در شهر بلند و فرياد زندهباد آزادى ، پاينده باد مشروطيت در تمام نقاط شهر شنيده ميشد . در اينموقع آزاديخواهان قزوين بآزاديخواهان تازهوارد پيوسته نقاط مهمه شهر را به تصرف آوردند . عده مسيو يفرم از سمت دروازه شهزاده حسين كه در جنوب شهر واقع است وارد و شليككنان بعمارت عالىقاپو حملهور شدند .
هامش
( 1 ) آقاى حسن فرنيا ( ميرزا حسين خياط پيشين ) كه اكنون در تهران زيست مىكند يادداشتهائى درباره پيشآمدهاى آن زمان دارد كه بخشى را نزد ما فرستاده .