از بهر آينده خود مىكوشيدند . دستهاى « كميته واسطه » برپا نموده ميانهء محمد على ميرزا و علماى نجف آشتى مىدادند . دسته ديگرى در كميسيون قانون انتخابات جا گرفته خود را به چشم آزاديخواهان مىكشيدند . يكدسته نيز كه باروپا شتافته و اين يكسال را در خيابانهاى قشنگ و پاكيزه آنجا خوش مىچميدند و هرگز يادى از گرفتاريهاى تبريز و سختىهاى كار آزاديخواهان نمىكردند اين زمان آنان نيز بتلاش افتاده مىكوشيدند هرچه زودتر خود را بايران رسانند و تا دير نشده جا بر سر خوان يغما گيرند .
درخت مشروطه با خون جوانان آذربايجان و گيلان دوباره سرسبز شده و ميوه - هايش نزديك به رسيدن بود بايستى اينان ، اين ميوهچينان سنگدل ، شتابزده خود را بپاى آن رسانند و درختكاران شوربخت را از گرد آن دور ساخته ميوهها را بچينند .
چند تنى از درباريان از روز نخست خود را چنين وانموده بودند كه در نهان هواخواه مشروطهاند و دليلى كه براى اين نشان مىدادند آنكه هميشه ميانه دربار و مجلس ميانجى و پيامگزار بودند و كسى چه داند كه رازهاى پوشيده دربار را بآزاديخواهان نمىرسانيدند . اينان نيازى بتلاش نداشتند و هر روزى كه هواى باغشاه ناسازگار مىشد و از آنجا بيرون مىآمدند در بهارستان جا براى خود داشتند . ولى ديگران كه اين اندازه هوشيار نبودند و چنين زيركى از خود ننموده بودند اين زمان بايستى بكوشند همچنين آنان كه مشروطه را رها نموده و با دربار ساخته بودند اين زمان بايستى آرام ننشينند .
اينان بميان افتاده براى پيشرفت كار خود تلاشهايى مىكردند و چون سرمايهشان فريبكارى و دغلبازى بود سنگ راه آزاديخواهان شده كارهاى آنان را مىآشوفتند .
اينها را مىنگاريم تا داستانهايى كه خواهد آمد روشن باشد . اينكه ايرانيان با آن دليرى محمد على ميرزا را برانداختند و دوباره مشروطه را برپا نمودند ولى نتيجه آن جز گرفتارى كشور نبود و از سال 1288 تا دهواند سال ايران بدترين زمان را پيمود يكى از جهتهاى بزرگ آن تلاشهاى سودجويانه همين كسان مىباشد . در جاى ديگرى اين را روشنتر خواهيم سرود . كنون ب گيلان بازگشته پيشآمدهاى آنجا را از آغاز فروردين مىنگاريم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢١