از شنيدن صداى بمب و شليك مجاهدين هنگامه غريبى در مجلس جشن دولتيان برپا شد . مدعوين كه همه از مستبدين بودند سراسيمه رو بفرار گذاردند .
سوارهاى قرجهداغ عالىقاپو را سنگربندى كرده مشغول مدافعه شدند . خلاصه آنشب تا صبح از نقاط مختلفه شهر جنگ برپا و صداى قژقژ گلوله دلهاى مستبدين را بلرزه درمىآورد . وقت اذان صبح مجاهدين ميرزا عليخان منتصر الدوله در بيرون دروازه رشت پس از جنگ مفصلى با قواى مسيح خان كاكاوند وارد شهر شدند از هر طرف عمارت عالى قاپو كه مسكن حكومت ورييس قشون و سوارهاى قرجهداغى بود محاصره و دو ساعت از آفتاب گذشته ميرزا ابو القاسم خان نورى حكمران وقت و قاسم خان امير تومان رييس قزاق اسير « 1 » و قرهداغيها مغلوب و خلع سلاح شدند تا وقت ظهر يكسره سروصدا - ها خوابيده بقيه مجاهدين كه در بين راه رشت بودند دستهدسته با بيرقهاى سرخ وارد شدند . سردار محيى و منتصر الدوله و ميرزا عليمحمد خان تبريزى و ميرزا مهدى خان طبيبزاده و ميرزا على اكبر خان عظيمزاده و حاج احمد ترك رؤساى انقلاب در جاهاى عالى شهر منزل نمودند .
در اين پيشآمد دو نفر ارمنى و يكنفر مسلمان از مجاهدين تازهوارد و يكنفر مسلمان از مجاهدين قزوين ( مهديخان ) كشته شده و بيست و دو نفر زخمى گرديد ولى كشته از دولتيان زياد بود . حاج ميرزا مسعود شيخ الاسلام را بواسطه كاغذى كه بمسيح خان نوشته و او را بهمراهى شاه دعوت كرده بود در منزل خودش كشتند . همچنين قاسم خان امير تومان رئيس قشون و گلستان ارمنى را بجرم جاسوسى در جلو عالىقاپو تيرباران كردند .
روز پانزدهم تمام اهالى شهر از علما و طلاب و اعيان و كسبه و مجاهدين براى تشييع جنازه شهداى آزادى در خيابان دولتى اجتماع كرده و جنازهها را با وضع قابل تقديرى بشهزاده حسين و مدرسه ارمنيان بردند .
شب شانزدهم عباسعلى نام داروغه بازار بدست مجاهدين كشته شد . در همان روز حاج بحر العلوم رشتى وكيل دوره اول رشت را با پسرش در دهات قزوين گرفتار
هامش
( 1 ) ميرپنجه قاسم آقا كه ما نام او را در داستان بمباردمان مجلس و گرفتن دو سيد و ديگران بردهايم .