اين ماه بچهاردهم ربيع الثانى افتاده روز زايش محمد عليميرزا بشمار ميرفت و از اين سوى گفتگوى آشتى و دوباره دادن مشروطه در ميان بود مردم در تهران و پاره شهرهاى ديگر از شب پانزدهم بجشن پرداختند و تا يك هفته بازارها را چراغان نمودند . ولى شورشيان گيلان سر فرود نياورده همان شب پانزدهم قزوين را بگرفتند چنان كه ما آن را جداگانه خواهيم نگاشت .
در اينهنگام در ايران حال شگفتى بود . محمد على ميرزا ناچار شده سر بمشروطه فرود آورده ولى از درون خرسندى به آن نميداد . از اينسوى آزاديخواهان نميدانستند چه بايد كرد . نمايندگان روس و انگليس در تهران و تبريز و رشت و اسپهان ميكوشيدند آزاديخواهان را با شاه رام گردانند . در همه اين شهرها با سردستگان گفتگو مى - نمودند از آنسوى شاه كابينه را برانداخته نميدانست بچه كسانى وزارت سپارد .
نمايندگان روس و انگليس پافشارى داشتند كه رشته كارها را بدست سعد الدوله بدهند .
اينمرد كه نخست از پيشاهنگان مشروطه بوده و سپس بدشمنى برخاسته و يكى از همدستان محمد عليميرزا بشمار ميرفت و در بيشتر كارها پاى او در ميان بود اين زمان بار ديگر هواخواه مشروطه شده تا مىتوانست محمد على ميرزا را بآنسو مىكشيد .
از اينجا يا از رهگذر ديگرى محمد عليميرزا او را دوست نمىداشت . ولى چون نمايندگان روس و انگليس خواستار بودند ناگزير شده ناصر الملك را برياست وزراء برگزيد و چون او در اروپا بود تا رسيدنش بتهران سعد الدوله بايستى بجاى او رشته كارها را داشته و كابينه را پديد آورد . سعد الدوله كابينه را بدينسان پديد آورد :
فرمانفرما وزير داخله ، امير نظام وزير ماليه ( تا رسيدن ناصر الملك ) مستوفى - الممالك وزير جنگ ، مهندس الممالك وزير طرق و شوارع و معادن و جنگلها ، مخبر الدوله وزير پست و تلگراف ، سعد الدوله وزير خارجه .
اينان روز بيست و يكم ارديبهشت نزد شاه رفته خود را شناسانيدند و همان روزها بود كه شاه با دستخطى از گناهكاران درگذشت ( عفو عمومى ) . نيز در همان روزها كابينه براى دلجويى از آزاديخواهان و جلوگيرى از كشاكش و زدوخورد نوشتهاى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٩