تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
بيرون داد كه هر كسى كه از مشروطه بدگويى نمايد و يا خبرهاى دروغى درباره آزادىخواهان پراكنده كند سزاى سختى بيند . از بيست و سوم ارديبهشت بست‌نشينان سفارت عثمانى و شاه عبد العظيم كه چندين صد تن بودند ايمنى يافته بيرون آمدن آغاز كردند . بدينسان محمد على ميرزا دوباره مشروطه را برپا كرد . ولى از اينسوى شورشيان گيلان به اين اندازه خرسند نشده و خود را تا قزوين رسانيده تهران را هم بيم مىدادند . بختياريان در اسپهان دودل مىزيستند . در ميان تبريزيان دوتيرگى بود . آقاى تقى - زاده و چند كس در بيرون بعنوان پاس سفارش نمايندگان دو دولت و در درون به جهت - هاى ديگرى كنار آمدن با محمد على ميرزا را بهتر مىشمردند ولى سردار و ديگران آن را نمىپسنديدند . در اينميان روسيان در شهرهاى شمال هر چه مىخواستند مى كردند . گذشته از آذربايجان بشهرهاى خراسان و استراباد نيز سپاه آورده بودند . نيز كشتى جنگيشان در بندر انزلى آماده مىايستاد . انگليسان را هم گفتيم كه در جنوب بوشهر را در دست داشتند . اين بود حال ايران در فروردين و ارديبهشت . از زمانى كه محمد على ميرزا دوباره مشروطه را پذيرفت تا هنگاميكه او را از تخت برداشتند يكدوره جدايى بايد شمرد . در چنين هنگام پرشورى يكدسته از كهنه درباريان و ديگران نيز بتكاپو افتاده همىكوشيدند در ردهء آزاديخواهان جا براى خود باز كنند و يكى از راهها كه اينان داشتند ميانجيگرى بود . اين نيرنگ در آن روزها رواج داشت كه كسانى بنام ميانجيگرى بميان افتاده بيش از همه به اين ميكوشيدند كه ميان هردو دسته جا براى خود باز كنند . گروهى از اين نيرنگ بهره‌ها بردند . اين خود كارى آسوده و آسانى بود و از سوى ديگر سود بزرگى را دربرداشت . اين هنگام نيز كه شورش آخرين روز - هاى خود را مىپيمود و روشن بود كه به زودى دستگاه مشروطه پهن درچيده خواهد شد اينان بتلاش افتاده نيز دسته‌اى از آنان كه ميان مشروطه‌خواهان بودند و پس از بمباردمان مجلس بمحمد على ميرزا پيوسته و در پناه او مىزيستند و اين هنگام بايستى دوباره با مشروطه آشتى كنند فرصت را از دست نداده از راه ميانجيگرى يا از راههاى ديگر
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 20 | احمد كسروى تبريزى