گفتار هشتم دار زدن حاجى نقى با يك گرجى
روز چهارشنبه هفدهم بهمن ( 18 صفر ) هنگام پسين حاجى نقى را با يك تن گرجى بالاى پشتبام ارك بدار زدند و چنانچه گفتهايم حاجى نقى را داستانى هست كه در اينجا مىآوريم :
چنان كه گفتيم روسيان چون شب بيستونهم آذرماه در تبريز به كار برخاستند و در جلو ادارهء شهربانى دو تن را كشته و شبانه بيشتر ادارهها را بدست گرفتند اينان كار شهر را بسيار آسان مىشماردند و چنين مىپنداشتند كه با يك جنبشى سراسر شهر را بدست خواهند آورد و مجاهدان را دستگير خواهند كرد اين بود چون بامداد دميد و هوا اندكى روشن گرديد سالدات و قزاق را ببازارها و خيابانها ريختند و سر راهها را گرفتند و از آنسوى براى گرفتن كلانتريها سركردگانى را با دستههايى از قزاق و سالدات نامزد گردانيدند كه هريكى با دسته خود بر سر يك كلانترى برود دسته نخستى از آنان بآهنگ كلانترى دوچى روانه گرديدند و اينان از آن سالداتهاى كاروانسراى محمدافها بودند كه گفتيم دو سه روز پيش از اردبيل رسيده و در آن كاروانسراى جا گرفتند و از هرباره بر ديگر سالداتها برترى داشتند و بيباكى و دژخويى فزونتر از آنان نشان ميدادند كه از روزيكه رسيدند بيم مردم بيشتر گرديد .
اينان چون روانه گرديدند تا گورستان دوچى كسى جلو آنانرا نگرفت ، زيرا هنوز آغاز روز بود و جنگى رخ نداده و مردم هنوز آگاهى از پيشآمد نداشتند و كسى از آهنگ اينان آگاه نبود ، ولى چون بگورستان دوچى رسيدند و آهنگ ايشان دانسته شد كربلايى حسين آقا فشنگچى و مجاهدانى كه در آن نزديكى بودند بجلوگيرى