گفتار ششم دار زدن آقا مير كريم و ديگران
روز آدينه پنجم بهمن ( ششم صفر ) باز روسيان شهر را باندوه آلودند ، زيرا آقا مير كريم و مشهدى محمد عمو اغلى را با چهار تن ديگر بدار آويختند . آقا مير - كريم را روز دوم بهمن از خانهاش گرفته بودند و چون او را بباغ شمال بردند با هفت تن ديگرى يكدسته گردانيده بداورى كشيدند . بدينسان : مشهدى محمد عمو اغلى و عليشاه امير خيزى و زينالخان مارالانى و يوزباشى احمد قهوهچى و مشهدى احمد نانوا و نايب ممىگذرچى و پسر مشهدى هاشم حراجچى .
از اينان نيز دو تن را كه نايب ممى و پسر مشهدى هاشم باشد بيگناه شناخته نويد رهايى دادند و درباره شش تن ديگر حكم كشتن دادند و بپاى دار فرستادند .
هشت تن را بازوها از پشت سربسته و هرچهار تن را در يك كالسكه بزرگى جا داده و در هر كالسكهاى يك سركرده روسى نشانده ، و قزاقان با تفنگها به روى دست گرداگرد ايشان گرفته بودند و بدينسامان و بسيج روانه گرديدند كه ايشان را بارك رسانند . در راه كه مىآمدند آقا مير كريم و ديگران چون بآشنايى برميخوردند از دور با او سخن رانده بدرود ميگفتند و آمرزش ميخواستند . مير على اكبر نامى ميگويد :
با آقا على اصغر ختايى مىآمديم ناگهان دسته قزاق و دو كالسكه پيدا شد ، ما چون ايستاديم و كالسكهها بما نزديك شد ديديم آقا مير كريم سر از كالسكه بيرون آورد و رو به من كرده چنين گفت : « عمو اغلى ما رفتيم خداحافظ . ما را بحل كنيد » . سپس مشهدى عمو اغلى رو به همراهم كرده گفت : « آقا على اصغر همه برادران دينى ما را