خوددارى نشان ميدادند و از صمد خان جلوگيرى كردند . كونسول انزلى از رشيد - السلطان و همراهانش تفنگ و فشنگ گرفته آنان را باردبيل بازگردانيد . با اينهمه صمد خان از هوادارى محمد على بازنايستاد و خواهيم ديد بچه كارهايى در اين زمينه برخاست .
روسيان همچنان خانهها را تاراج و ويران ميكردند ، چنان كه در اين روزها خانه حاجى غفار بزاز را در نزديكيهاى بازارچه ميارميار تاراج كرده و سپس با ديناميت برانداختند . در جنگ با قزاقها كه گفتيم در آن پيرامونها با اسد آقا خان و همراهانش رخ داد گويا از خانه حاج غفار نيز بقزاقها گلوله انداخته ميشد .
پتروس خان را كه بدانسان كشتند خانه - اش را نيز تاراج كردند و سپس برانداختند .
در ميان اين ترسها و گرفتاريها و در سرماى سخت زمستان و برف و كولاك يك گرفتارى نيز كار نان بود كه در اين روزها كم شده بود و مردم مىبايست جلو نانواييها انبوه شوند ، صمد خان نانوايان را نزد خود خوانده خواست ايشان را شكنجه كند ولى بپايمردى بيگلربيگى رها كرد .
30 - غلامخان
روسيان ميكوشيدند كه همه تفنگها را از شهر بگيرند و هيچ ابزار جنگى باز نگزارند . از روزيكه چيره شده بودند هميشه جستجو ميكردند ، با اينهمه كونسول امروزها آگهى در شهر پراكند كه هركه تفنگ يا فشنگ يا ابزار ديگرى ميدارد مىبايد تا بيست و چهار ساعت بياورد و بروسيان بسپارد .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٦٧