كه خويشى باهم داشتند پناهيد و تا بازار كشتار روسيان گرم مىبود نهان زيست .
شادروان حاج محمد على بادامچى : اين نيز از سردستگان بشمار مىرفت و پس از چيرگى روسيان به خانه شونيمان آگنت آلمان پناهيد و ماههايى در آنجا مىبود تا بيرون آمده روانه تهران گرديد .
حاج سيد المحققين : چنان كه گفتهايم اين رئيس انجمن ايالتى بود و روز نخست جنگ نوشته را او نيز مهر كرد ، اين بود مىبايست نهان گردد ، ولى چون خويشان او نزد صمد خان راه داشتند و بپايمردى برخاستند صمد خان بوى ايمنى داده پس از آنكه يك ماه نهان ميبود بيرون آمده با صمد خان ديدار كرد . چنين ميگويند صمد خان هزار تومان به او پول داده روانه قم گردانيد .
حاج ناصر حضرت : او را نوشتهايم كه يكى از نمايندگان انجمن مىبود و آنگاه نويسندگى شاهزاده ضياء الدوله را داشت ، او نيز از شهر بيرون نرفته در يكباغ دورى نهان گرديد و پس از يك ماه و چهل روز از آنجا بدرون شهر آمده در خانهاى پنهان زيست ، ليكن پس از زمانى كسانى از صمد خان ايمنى برايش گرفتند و او بيرون آمد .
آقاى عطايى : او را نوشتهايم با همه آسايش و خوشى هوادارى از مشروطه مينمودى و خود تفنگ بدوش انداخته بجنگ مىشتافتى و در جنگ با صمد خان و روسيان پا در ميان ميداشت . پس از چيرگى روسيان تا ديرى در شهر نهان بود و پس از آن بيرون رفته چندماهى در قراداغ زيست .
اينها چيزهاييست كه من گاهى شنيدهام و در يادم مانده و در اينجا مينگارم . صد كس ديگرى اين حال را داشتهاند و من آگاهى از سرگذشت ايشان نيافتهام . كسانى تا دو سال و سه سال در نهانگاه ماندند و راه بجايى نيافتند .
مشهدى حسن درزى نامى از مجاهدان سه سال كمابيش در خانه خود در كوى ويجويه نهان ميزيست و تا نمرد گماشتگان صمد خان ازو آگاه نشدند . كسانى نيز از نهان زيستن بستوه آمدند و چون پس از دو سال ميانه تهران و صمد خان پيوستگى پيدا شده بود بيچارگان فريب خورده و از بيم بيرون آمده خود را آشكار ساختند ولى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٦٥