دستهدسته بتماشا ايستاده بودند . چنين ميگويند : زن تيرهروز پتروسخان نيز براى آخرين ديدار شوهر گردش در آنجا بوده . روسيان نيز امروز نگهبان بيشتر گمارده و فزونتر بيدارى مينمودند .
29 - محمد خان و كريمخان ( برادرزادگان ستار خان ) بر سر دار اينان را با حاج على و ميرزا احمد يك جا دار كشيدند ولى پيكره را دو بخش كردهاند
پتروسخان همچنان آرام ايستاده خود را نمىباخت ، و چون هنگام كار رسيد با پاى خود بالاى كرسى رفت . و چون ريسمانرا به گردنش انداخته و كرسى را از زير پايش كشيدند بهنگاميكه چشمها اشكريزان بسوى او باز مىبود و كسانى تاب ديدن
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٥٩