سپاهى ساخته بر سر او روند و در تهران يفرمخان و ديگران نيز با اين انديشه همداستان بودند و پس از آن نيز داستان التماتوم روس پيش آمد و در آغاز كار در تهران و همه شهرها مردم آن جوش و خروش را نشان ميدادند و دستههاى ديموكرات و اعتدالى و داشناكسيون در تهران همگى انديشه ايستادگى داشتند در اين ميان بود كه در نتيجه گفتگوهايى ميانه تهران و تبريز بر اين نهادند كه دسته انبوهترى از ارمنيان با مجاهدان همدست باشند و از تهران پولى براى دربايست ايشان فرستادند . نيز دومانامى بسر - دستگى آنان آمد كه در تبريز قرهبابا خوانده ميشد و او يكدسته را نيك آراسته و آماده گردانيد . با اينهمه اينان در جنگ با روس دست نداشتند و چند روز پيش از آن از شهر بيرون رفتند .
اين از گفته آقاى يكانيست كه چون كار التماتوم بالا گرفت و در تبريز بيم زد و خورد روزبروز بيشتر ميگرديد كميته داشناكسيون نمايندگانى از دسته ديموكرات تبريز خواست كه گفتگوهايى شود و كميته ديموكرات مرا با كربلايى على آقا حريرى بنمايندگى فرستاد و ما چون رفتيم پنج تن از ارمنيان با ما بگفتگو نشستند كه يكى از ايشان پتروسخان بود ، و چون فراهم نشستيم و گفتگو از رفتار روسيان كرديم پتروسخان گفتار تندى راند و همه بر آن شديم كه اگر روسيان جنگ آغاز كنند ما نيز بجلوگيرى برخيزيم و دست نبنديم ، و با اين پيمان از آنجا برخاستيم . ليكن دو سه روز پيش از جنگ با روس بود كه شنيديم دوما همهء دسته خود را برداشته و از شهر بيرون رفته است .
اين كار ارمنيان از آنجا بود كه در تهران يفرمخان گردن بالتماتوم روس نهاده و از انديشه ايستادگى بازگشته بود و شايد انگيزه ديگرى نيز داشت ، هرچه هست در جنگ با روس ارمنيان را دستى نبود و جز از پتروسخان كس بنامى از ايشان در شهر نمانده بود . پتروسخان نيز تا آنجا كه ما آگاهيم در آنجنگ دست نداشت و از اينرو بود كه به خود نترسيده پس از چيرگى روسيان نگريخت ، بلكه چنان شنيدهايم نهان نيز نگشت ، اين بود صمد خان چون به شهر آمد و كارها را بدست گرفت ميگويند بيگلربيگى او را نزد خود خواست و با او گفتگوى اداره ثلاث را كرد و نويد داد كه
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٥٧