گفتار پنجم دار زدن پتروسخان
چنان كه گفتهايم از سال 1287 كه در تبريز جنگ آغاز شد يكدسته از ارمنيان در ميان مجاهدان و آزاديخواهان بودند و كسانى از آنان نيز از قفقاز آمدند و در جنگها دليريها از اينان ديده ميشد . سپس كه شورش گيلان برخاست و يفرمخان يكى از سردستگان گرديد دستهاى نيز بر سر او گرد آمدند و دليريهاى بسيار از خود نشان ميدادند . اينان بودند كه بيشتر بنام « فدايى » خوانده ميشدند و بدانسان كارهاى يفرمخان را پيش مىبردند . هركسى نام « داشناكسيون » را شنيده ، اين دسته هوادار پيشرفت مشروطه در ايران مىبود و در همهجا ارمنيان را به يارى جنبش برمى - انگيخت ، بويژه پس از برخاستن يفرمخان و آن جايگاهى كه او در ميان آزاديخواهان پيدا كرد .
ليكن در جنگهاى سال 1290 كه در تبريز با صمد خان ميرفت چنان كه گفتهايم اين جنگ را خود تبريزيان ميكردند و از ديگران جز دسته كمى از گرجيان و قفقازيان نبودند . از ارمنيان نيز تنها تبريزيان بودند و از كسان بنامى ميان ايشان يكى پتروسخان بود كه ما نيز نام او را در جايش بردهايم . اينمرد از تهران به سرپرستى « اداره ثلاث » ( اداره ماليات ترياك و باده و توتون ) آمده بود و ميان آزاديخواهان جايگاهى داشت و چون صمد خان دوباره بر سر تبريز آمد و جنگ درگرفت او نيز با ديگران همدستى نموده با يكدسته از ارمنيان از جنگها پا پس نگزاشت .
سپس چون صمد خان خود را بباسمنج كشيد و در تبريز به آن مىكوشيدند كه