دوباره آن اداره باز شود . با اين همه پس از دو سه روز ناگهان او را گرفته بروسيان سپرد ، شايد روسيان او را خواسته بودند ، و اين پيدا است كه ميلر و همكاران او بزنده ماندن يكمرد آزاديخواه دليرى همچون او خرسندى ندادندى .
ما از سرگذشت او در باغ شمال آگاهى نميداريم و اين نميدانيم ازو چه پرسيدند و برو چه گناهى گرفتند . اين شنيدهايم كه چون رأى داوران را دربارهء كشتن او مى - خواندند پتروسخان همچنان آرام و خونسردى نمود و هيچ ترسى به خود راه نداد . سپس چون كشيشى خواندند كه سفارشهاى ( وصيتها ) او را نويسد كشيش دستش مىلرزيد پتروسخان هى به او زده گفت : « آقا مرا مىكشند و شما دستتان ميلرزد ؟ ! . . » اين گفته خامه را از دست او گرفت و خويشتن سفارشهاى خود را نوشت ، و يكى از چيزهايى كه سپرد اين بود : « چون زنم بارور است هر فرزندى ازو زايد چه پسر باشد و چه دختر نامش را « وريژ » ( كينهجويى ) گزارند » . همه از دليرى و خونسردى او در شگفت شدند .
چون اين كارها انجام گرفت روسيان او را بيكدسته قزاق سوار دادند و قزاقان او را پياده بميان انداخته بكشتارگاه كه پشتبام ارك بود روانه شدند . مستر تورنر مينويسد : كسانى كه او را در اينهنگام ديده بودند از دليرى و خويشتندارى او ستايش مىسرودند .
چنان كه گفتيم اين روز شنبه بيست و نهم ديماه بود كه روز پيش محمد جعفر و دو همراهش را دار زده بودند و امروز ميخواستند آنانرا پايين آورده پتروسخان را بجاى ايشان آويزند ، و چون ارمنيان تا پيش از جنگ جهانگير تاريخ يوليوسى را پيروى كردندى « 1 » و اين روزها بنام سال نو جشن ميداشتند تو گويى روسيان دانسته اين روز را برگزيده بودند تا جشن آنانرا بسوگوارى آلايند .
هميشه كسى را كه دار زدندى يا كشتندى مردم بتماشا گرد آمدندى و چون بازگشتندى داستانها آوردندى . امروز مردم هرچه بيشتر گرد آمده و ارمنى و مسلمان
هامش
( 1 ) از روى تاريخ گريگورى اين روز بيستم ژانويه بوده . ولى چون تاريخ يوليوسى دوازده روز ديرتر از آن بودى از روى اين روز هشتم ژانويه شمرده مىشده و اينست ارمنيان و روسيان را روز جشن بوده .