تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
روسيان كه مجاهدان را پراكنده و بال و پر مشروطه را كنده بودند در آن اندازه نايستاده با دست كاركنان خود در شهر دشمنان آزادى را كه بس فراوان مى - بودند ميشورانيدند و از اين كار دو چيز را ميخواستند : يكى آنكه بنياد مشروطه را از آذربايجان براندازند و بار ديگر در آنجا دستگاه كهن خودكامگى را برپا سازند ، ديگرى اينكه صمد خان را به شهر بياورند و رشته كارها را در دست او گزارند و آن پيمانى كه نهاده بودند جز از راه نيرنگ نبوده . اين زمان آذربايجان را از آن خود دانسته ولى از ترس خرده‌گيرى توده انگليس ( نه دولت آن ) و ديگر همچشمان اروپايى نميتوانستند خودشان يكسره رشته كارها بدست گيرند ، و ميخواستند كسى از ايرانيان بنام ايران رشته كارها را در دست گيرد و خود افزار سياست آنان باشد كه هرچه خواهند انجام دهد ، و اين كس را كه صمد خان ميبود پيدا كرده و از چند ماه باز در باسمنج نگاه داشته بودند و كنون مىبايست مردم او را به شهر بياورند تا رويه كارها در دست باشد و كسى خرده نتواند گرفت . چنان كه گفته‌ايم دسته‌هايى از خيابان بباسمنج شتافته و آمدن صمد خانرا به شهر خواستار شده بودند . ولى آن اندازه بس نبود و مىبايست كسان بنامترى به كار برخيزند و او را به شهر آورند . چنان كه گفته‌ايم مردم سرخاب و دوچى و قراملك و هواخواهان محمد على ميرزا و بستگان مجتهد و امام جمعه و بيشتر ملايان و روضه‌خوانان و انبوهى از خشكه دينداران همگى بدخواهان مشروطه بشمار مىرفتند و اينان كه خود توده نيرومندى مىبودند از ديروز جوش و جنبش از خود مينمودند و يكدسته از آنان در مسجد صادقيه گرد آمده سخنانى مىراندند و بيگمان پيوستگيهايى ميانه ايشان با كونسولخانه روس مىبوده . اين روز را اينان دسته بس انبوهى پديد آورده و بيشتر ملايان شهر را با يكتن از مجتهدان بنام كه تا چندى پيش هوادارى از مشروطه مينمود و كنون رو بسوى ديگر ميداشت بجلو انداخته بدستاويز آنكه بباسمنج روند و صمد خان را به شهر آورند با غوغا و خروش بسيارى راه افتادند ، و چنان كه نوشته‌ايم انجمن ايالتى را كه در آنهنگام يگانه پناهگاهى براى آذربايجان بشمار مىرفت تاراج كرده و نمايندگان را از هم
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 298 | احمد كسروى تبريزى