تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
و چون ضياء الدوله و ثقة الاسلام و ديگر پيشروان كه بميانجيگرى كونسول‌هاى انگليس و فرانسه با ميلر گفتگوى آشتى و آرامش ميكردند چنين نهادند كه مجاهدان فشنگ و تفنگ از خود دور كرده هركسى به كار خويش پردازد ، و هرگاه برخى اين نخواهند از شهر بيرون روند . ميلر زبان ميداد كه روسيان گذشته را فراموش كنند و بر كسانى كه از مجاهدان در شهر مانده به كارهاى خود مىپردازند آزارى نرسانند . نيز روسيان هيچگاه از باغ شمال بيرون نيايند و به شهر كارى نداشته باشند ، و براى ايمنى شهر پانصد تن پاسبان با رخت و نشان دولتى گمارده شود كه جز از ايشان هيچ كس در شهر با تفنگ و ابزار جنگ نباشد . بدينسان از دو سو سخن نهادند و ميلر به گردن گرفت كه اگر صمد خان از نبودن مجاهدان دلير شده به شهر تازد روسيان جلو گيرند ، و خود او همانروز از ميان سنگرهاى مجاهدان گذشته به باغ شمال رفت و با فرمانده روسى گفتگو كرد و بازگشته پيام خرسندى از آنجا آورد . نيز همانروز خاندان ختايى از باغ آزاد شدند . در سايه اين زينهار و پيمان روز سه‌شنبه چهارم ديماه مجاهدان از گرد باغ شمال برخاسته پراكنده شدند و هركسى بانديشه كار خود پرداخت كه از شهر برون رود و يا بازماند . اگرچه سخن روسيان درخور دل‌گرمى نمىبود و بيم گزند و آزار بسيار مىرفت ليكن از آنجا كه بيشتر مجاهدان مردان كم‌چيز و خانه‌دارى مىبودند و كمتر يكى را توانايى بيرون رفتن ميبود ، بويژه در آن هنگام سخت زمستان ، بيچارگان دل از فرزندان و خانه خود كندن نتوانستند و با همه بيم گزند كه مىرفت بازماندن در شهر را برگزيدند ، و تنها يكدسته اندكى از امير حشمت و بلورى و ديگران دل برفتن نهادند و در ششكلان گرد آمدند كه بسيج راه كنند . پنداشته ميشد آشوب فرو نشست و گزند درگذشت . ضياء الدوله بعالىقاپو آمده در پشت ميز فرمانروايى نشست و آگهى در شهر براى بازكردن بازارها پراكنده گرديد ، نيز نمايندگان انجمن در آنجا براى گفتگو گرد آمدند ، ولى افسوس كه گرفتارى بپايان نرسيده و روزهاى تيره تبريز تازه آغاز ميشد و در همان هنگام يك شورش ننگينى در كار پديد آمدن ميبود .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 297 | احمد كسروى تبريزى