دستههاى ايشان ببازارها و كوچهها پراكنده شده هركه را مىديدند لخت مىكردند و اگر يكى ايستادگى مينمود سخت مىزدند . اين را من با ديده ديدم و خودم نيز آنچه در جيب و بغل داشتم از دست دادم . تا سه روز اين رفتار را داشتند و مردم از اينكه از كشتار چشم پوشيدهاند آن را با روى باز مىپذيرفتند . گزارش امروز را ضياء الدوله بتهران چنان نوشت :
« صبح پنجم از طرف امير خيز صداى شليك توپ بلند ميشد بعضى از مردم تمرد كرده ايستادگى نمودند پس از يكربع فرار كردند دو ساعت به ظهر مانده شليك تمام شد اين قشون تازه وارد شده از بيرون شهر رفتند باردو از طرف اردو هم چند توپ جواب گفتند تا يك ساعت بغروب مانده شهر آرام يك ساعت بغروب از طرف شمال شهر صداى شليك متراليوز و تفنگ و توپ با شدت شروع شد معلوم شد قشون تازه وارد شهر شده اطراف را خلوت مىكنند اكثر مردم بيرق سفيد زدند اهالى انجمن فرار كرده مردم اگر اسلحه دست كسى ببينند ميگيرند جمعيت كثيرى رفتند پيش صمد خان او را بياورند سالدات يكساعت بغروب ارك را گرفتند بيرق زدند پس از روز سلخ و اول و دوم كشتار و جنك نشد . . . »
ضياء الدوله چگونگى شليك بامداد را كه بر سر امير حشمت و ياران او بوده درست نمىدانسته . در پايان آگاهى نيز نادرستىهايى هست ارك را روسيان پيش از ظهر گرفته بودند و جنگ نيز چهار روز بود نه سه روز .
بدينسان از روز پنجم ديماه 1290 ( پنجم محرم 1330 ) روسيان در تبريز بيكبار چيره شدند و دستگاه آزادى از آنجا برچيده گرديد و چند سال تبريز بدترين حال را داشت و كارهاى ننگينى رخ داد كه آنها را در بخش ديگرى خواهيم سرود .
در اينجا بايد بگوييم روز بيستوهشتم آذر روسيان در رشت و انزلى هم بكارهايى برخاستند كه آنها را نيز در بخش ديگر خواهيم نگاشت و اين دليل ديگر بر آنست كه جنگ را ايشان پيشآوردند . چنين ميخواستند جنبش و گرمى آذربايجان و گيلان را كه جلوگيرى از پيشرفت سياست ايشان مينمود فرونشانند و اين بود در همهجا در يك روز به كار برخاستند .
اين را هم بايد بگوييم كه روسيان تا توانستند پرده به روى پيشآمدهاى تبريز
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٨٩