تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
خان ، نصرت اللّه خان ( اين چهار تن خويشان امير حشمت‌اند ) حسن آقا قفقازى ، ميرزا احمد خان معاون كلانترى بازار ، عليزاده خيابانى ، سيد كاظم يكانى ( همانروز به يارى تبريز رسيده بود ) ميرزا آقا مدير ناله ملت ، سلطانعلى ، يوسفخان ، ميرزا حسين اردبيلى محرم ( اين چهار تن از دسته ابراهيم آقا بودند ) يكتن روس ابش عزت ( اين دو تن از دسته حاج بابا خان بودند ) بالا بيك ، حسين‌زاده ، غلام آقا ( خويشاوند اسد آقا خان ) غلام آقا ( يكى ديگر ) مشهدى تقى و نامهاى ديگران را ما در دست نداريم . اما در شهر مردم با ترس و نگرانى شب را بسر داده و شايد در آخر آن بود كه بخواب رفته بودند كه ناگهان به او از شليك روسيان ( شليكى كه بر مجاهدان ميكردند ) سراسيمه بيدار شدند و چون پيدا بود به شهر نپرداخته‌اند و شليك زود فرونشست اندكى آرام گرفتند و هركسى گمان ديگرى برد . و چون آفتاب بلند شد بيكبار غرش توپها برخاست . همچون پسين ديروز گلوله‌ها پياپى رسيده و در هوا تركيده و بهرسو ميريخت . از غرنب توپها خانه‌ها ميلرزيد . مردم چون بيم كشتار داشتند و اين بمباردمان را آغاز آن ميدانستند سخت سراسيمه شدند . اينكه گويند دلها از ترس چاك شود شايد گزافه است ولى من خود ديدم در امروز لب‌ها از ترس چاك ميشد . مردى را در كوچه ديدم به ديوار تكيه كرده و از تكان افتاده و لبهايش خشكيده و تركيده . آوازش كردم پاسخى نتوانست . از دستش گرفته تا در خانه‌اش رسانيدم . تا دو ساعت به نيمروز همچنان شهر زير آتش سنگين توپها بود . كولنل دژآهنگ بىآنكه نقشه‌اى از شهر در دست داشته باشد و جايگاه قونسولگريها و لشگرگاه خود روسيان را بداند و بىآنكه آمدن خود را بكاركنان روسى در شهر آگاهى دهد و از آنها دستورى خواهد بيباكانه شهر را به آتش ميگرفت و اين خوشبختى شهريان بود كه پاره گلوها به خانه اروپاييان رسيد ( اگرچه گزندى نرسانيد ) و يكى نيز بيرق قونسولگرى آمريكا را بيانداخت و از اينرو از شهر كسى را بنزد كولنل فرستادند و به او دستور دادند آتش را ببرد و چنان كه مستر تورنر مىنويسد سپس به آن سركردهء دژآهنگ گوشمال دادند اين سپاه خود را از بيرون بلشگرگاه رسانيدند . در اينهنگام سالدات و قزاق كه در باغ شمال بودند بيرون آمده و ارگ را كه مجاهدان رها كرده‌بودند گرفته و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 288 | احمد كسروى تبريزى