ما سخنى در برابر اين نداريم . زيرا در شهرى كه آنهمه ستم از روسيان ديده بودند هنگاميكه كشتههاى سالدات و قزاق اينسو و آنسو پراكنده بوده كسى چهداند مردم بيكاره چه رفتارى با آنها كردهاند . هرچه هست باندازهاى كه روسيان مدعى بودند نبوده و آنچه بيگمان دانسته شد و روسيان آن را دنبال كردند تنها بريدن سر يك سالدات كشتهاى بود كه حاجى نقى جواهرى كرده بود و روسيان نيز او را بدار آويختند .
پايان بخش يكم
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٩٢