جلو جنگ را نگهدارد تا لشگرهاى ايروان و تفليس كه در راه بودند برسند ولى تبريزيان چون از آن لشگرها آگاهى نداشتند سخن قونسول را از روى راستى مى - پنداشتند . از يكسو نيز سرگذشت خانواده ختايى و كشتار بيچارگان رشته شكيبايى را از دست شادروان ثقة الاسلام گرفته آن مرد غيرتمندى كه دو روز پيش پشتيبانى از جنگ مىكرد و چنان كه سپس روسيان مدعى شدند با رومى نامه نوشته مردم آنجا را بروسيان ميشورانيد امروز به سختى از جنگ بيزارى مينمود و عمامه خود را بر زمين مىزد . گذشته از اينها تلگرافهايى كه از تهران بضياء الدوله ميرسيد او را در تنگنا گزارده و او نيز دل خود را باخته پافشارى براى دست كشيدن از جنگ مينمود .
اگرچه در چنين هنگامها يكى از راههاى چاره اينست كه بكوشند و كار را هرچه بزرگتر گردانند . تبريز نيز اگر روسيان را از شهر بيرون كردى كار بزرگتر شدى و لشگرهايى كه دوباره مىرسيدندى هرچه بيشتر بودندى تبريز يك ماه در برابر آنها ايستادگى توانستى . چيزى كه هست با آن حال تهران كه مجلس را بسته و رشته بيكبار بدست ناصر الملك و همراهان او افتاده بود و اينان از پراكنده شدن خبرها نيز جلوگيرى ميكردند از آن ايستادگى تبريز هم نتيجه درستى بدست نيامدى گذشته از اينكه روسيان در آن يك ماه بديهها و آباديهاى بيرون شهر صد گزند رسانيدندى ، گويا شادروان ثقة الاسلام اينها را مىانديشيد كه در پاسخ امير حشمت و ديگران مى - گفت : اگر بتوانيم بهتر است راه جلفا را ببنديم تا روسيان نتوانند گذشت . نه اينكه در درون شهر با ايشان جنگ كنيم .
بارى روز يكشنبه قونسول روس بآگاهى قونسولهاى ديگر گفتگوى آشتى مىكرد و اين بود هنگام پسين جنگ فرونشست . شب دوشنبه براى تبريز يك شب انديشناكى گذشت . هركسى انديشه ديگرى مىكرد . روز دوشنبه سوم ديماه ( سوم محرم ) ديگر جنگ نبود . امروز بار ديگر گفتگوى آشتى پيش مىرفت . چنين نهادند كه مجاهدان كه جنگ كردهاند تفنگهاى خود را بسپارند و پى كارهاى خود روند و بايشان زينهار داده شود و يا اگر خواستند شهر را گزارده بيرون روند . ضياء الدوله همچنان در كار نايب الايالگى بماند . روسيان خاندان ختايى و ديگر دستگيرشدگان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٧٨