تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
در تهران نشسته تبريز را در آن پيكار گناهكار ميشمردند و پياپى دستور مىفرستادند جنگ نكنيد جز در بند پيشرفت كار خود نبودند و غم مردم يا كشور را نميخوردند و ما ديديم چنان سرگرم دلجويى از روسيان بودند كه تلگرافهاى ضياء الدوله و كارگزار را براست نمىداشتند . آن زورگوييهاى روس هر غيرتمنديرا از جان سير مىساخت و نابجا نبودى كه تبريزيان بيكبار بر روسيان بشورند و خون آنان را بريزند و تبريز از نخست بچنان مردانگى آماده مىايستاد . چيزى كه هست هيچگاه نمىخواست بچنان كارى بتنهايى برخيزد . اين بيباكى هرگز از تبريزيان سر نزدى . اين پيكار را روسيان پيش آوردند و تبريزيان جز نگهدارى خود را نمىخواستند و سختى كار در اينجا بود كه از يكسو مردانگى نموده بر سر دشمن مىكوفتند و از يكسو بجاى شادمانى نتيجه انجامين آن مردانگىها را به ياد آورده خون دل ميخوردند . آن روز كه اسد آقا خان در مهادمهين بر قزاقان دست يافته يك سركرده را كشت و شصت‌تير از دست ايشان گرفت و مجاهدان اسبها و افزارها را بتاراج آوردند بيچاره ضياء الدوله ناگزير شد از يكسو بجوان دلير آفرين خواند و از يكسو ناتوانى دولت ايران و دژاهنگى دولت روس را به ياد آورده افسوسها خورد . مستر تورنر انگليسى كه چند ماه پس از اين جنگ بتبريز رسيده و آگاهيها در باره پيش آمد بدست آورده و برشته نگارش كشيده او پس از آنكه جنگ روز نخست و دليرى و چيرگى مجاهدان را ستوده ميگويد : « بيكبار گرد سالدات را گرفتند و تا ديرى روسيان سپرده رحم ايشان بودند كه بيست تن بيست تن در راهها ميكشتندشان . . . » سپس مىگويد : « ايرانيان خانه‌هايى را كه در پيرامون لشگرگاه روسيان بود گرفتند و پياپى از كنارهاى لشگرگاه مىبريدند ولى بقونسولخانه روس بسيار كم ميپرداختند » . ميگويد : اگر اينان يك فرمانده كاردانى داشتندى قونسولخانه را گرفته همه روسيان را از شهر بيرون كردندى . مىگويد : « چنين پيداست كه ايشان با يك هوس كورى به كار برخاستند و همىخواستند از روسيان هرچه بيشتر كشند و در انديشه ايستادگى و پافشارى كمتر بودند » . اين گفته‌هاى مستر تورنر از آنجاست كه از درون كارها