گفتار سىوسوم بيرون رفتن مجاهدان از شهر و ديگر پيشآمدها
چنان كه ديديم جنگ را روسيان آغاز كردند و مجاهدان ناگزير شده بنگهدارى خود و شهر پرداختند اين چيز روشنى است كه روسيان مجاهدان و آزاديخواهان تبريز را سنگ راه سياست خود مىپنداشتند و همىخواستند اينان را از ميان بردارند و اگر مجاهدان دست نگشادندى باز روسيان ايشان را آسوده نگزاردندى و آن نتيجه - ها كه پس از جنگ مجاهدان پديد آمد ( از كشتن آزاديخواهان و دست گزاردن به روى آذربايجان و مانند اين ) با اندك كمى پديد آمدى . اينست چون روز نخست شادروانان ضياء الدوله و ثقة الاسلام و نمايندگان انجمن از شيخ سليم و نوبرى و حاج ناصر حضرت و حاج سيد المحققين و ديگران كه بيشتر ايشان مردان خونسرد و دور انديشى بودند و بيگمان از نيرومندى دولت روس آگاهى درستى داشتند باهم نشستند ، اينان نيز چاره جز در جنگ نديدند و آن نوشته را بامير حشمت دادند .
از لغزشهاى انديشه آدميست كه چون كسى كارى را بپايان نرسانيد زبان بنكوهش او باز كنند و به نيكيهاى او نيز رخت بدى پوشانند . در اين پيشآمد نيز چون آزاديخواهان تبريز ناگزير شده از شهر بيرون رفتند و سپس روسيان مردان ارجمندى همچون ثقة الاسلام و شيخ سليم و ضياء العلماء و ديگران را بدار كشيدند و چندين سال دست به روى آذربايجان نهادند كه هرگاه جنگ جهانگير اروپا رو ندادى و دولت امپراتورى روس برنيفتادى شايد به آسانى آذربايجان آزاد نشدى . از اينجا بيشتر مردم امير حشمت و ياران او را در اين پيكار با روسيان گناهكار مىشمارند و نكوهش مىكنند . ولى ما ميدانيم كه در آن روز چاره جز جنگ نبود . آن سررشتهداران كه