گفتار سىودوم جنگهاى خونين تبريز
كنون بيك داستان پرشور و دردناكى ميرسيم : جنگهاى دليرانه مجاهدان تبريز با روسيان و رفتار خونخوارانه روسيان با بيگناهان در آن زمان ، روسيان تا توانستهاند پرده به روى اين داستان كشيده نگزاردهاند چگونگى بيرون افتد و دولت ايران كه خواسته آن را در اروپا منتشر سازد همدستى پاره كاركنان انگليس با روسيان جلو آن را گرفته . سپس نيز جز از پرفسور براون كه دفترى در اينباره نوشته و چاپ نموده كسى از اين داستان سخنى نرانده . شايد بيشتر ايرانيان از پيشآمد بدانسان كه رو داده آگاهى ندارند . اينست در اينجا آن را هرچه بازتر خواهيم نگاشت و ما در اين باره گذشته از آگاهيهاى خودمان از كسانى كه در آن جنگ پا در ميان داشتند پرسشها نموده و بنوشتههاى دولتى نيز دسترس داشتهايم .
چنان كه گفتيم روسيان بآمادگى ميكوشيدند و شب پنجشنبه بيستونهم آذر ( 29 ذيحجه 1329 ) بهنگامى كه تبريزيان در خانهاى خود آسوده بودند ناگهان به كار برخاستند و دو تن را بيگناه كشتند و پيش از آنكه آفتاب بدمد جاهايى را در شهر فراگرفتند . چگونگى اين بود كه پاسى از شب رفته چند تن سالدات بعنوان اينكه مىخواهند سيم تلفون را ميانه باغ شمال و قونسولخانه درست كنند بجلو در شهربانى آمدند و خواستند بالاى بام شهربانى روند . حسين نام پاسبان كه جوان دليرى بود بايشان راه نداده پاسخ داد بايد با تلفون از رييس شهربانى دستور خواهم . سالداتها نايستاده بازگشتند و پس از اندكى همراه يك افسر و چند تن سالدات ديگر دوباره آمدند .
افسر پرسيد كدام پاسبان از شما جلوگيرى كرد ؟ آنان چون حسين را نشاندادند