رشت و تبريز خود روسيان داستان خونريزى را پيش آوردند و چيزى بود كه مى - بايست بشود .
اين نمونهايست كه اين دسته سررشتهداران گرفتار چه پستىها و نادانىها بودند . براى آنكه بر يكمشت ديموكرات چيره درآيند و آنان را از ميدان بيرون كرده خودشان آزادانه اسبدوانى كنند اينگونه سخنان بيپايى را كه دستاويز در دست دشمنان توانستى بود برشته نگارش كشيده در چنان مجلس بزرگى ميخوانند .
بارى ناصر الملك پيشنهاد وزيران را پذيرفته دستور بستن مجلس را داد و به كار بستن اين دستور را به يفرمخان واگزاردند . يفرمخان پسين آن روز يكدسته از پيروان خود را فرستاده نمايندگان را از آنجا بيرون كرد و درب بهارستان پاسبانان گزارده دستور داد كسى را بدرون راه ندهند .
بدينسان مجلس بسته شده دولت در كار خود بيكبار آزاد شد و چنان كه گفتيم التماتوم را نيز پذيرفته نوشته به سفارت روس فرستاد . بدينسان جوش و خروش تهران از ميان رفت و ما كنون بازگرديم داستان تبريز را بسراييم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٦٠