تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
بهمداستانى وزيران التماتوم روس را ( با اندك تغييرى در خواهش دوم ) پذيرفتند و همان روز پيش‌آمد را بسفارت‌هاى روس و انگليس پيغام زبانى فرستادند . دولت چون چيره شده بود به اين اندازه بسنده نكرده بر آن شد مجلس را بيكبار از ميان بردارد و روز دوم دى ( دوم محرم 1330 ) نشستى بس بزرگ در دربار برپا كردند كه وزيران و انبوهى از نمايندگان مجلس و ديگران در آنجا بودند . آقاى وزير خارجه گفتار درازى از حال كشور و پيش‌آمد التماتوم و ايستادگىهاى مجلس رانده نكوهش بسيار كرد و چون از پيش يادداشتى بامضاى همه وزيران نوشته و آماده داشتند آن را به ناصر الملك دادند . اين يادداشت نخست تاريخچه التماتوم و كشاكش دولت و مجلس را مىسرايد و چنين ميگويد : « به خوبى روشن است كه هنگاميكه نخستين‌بار كابينه چگونگى را بمجلس آورد هرگاه نمايندگان با دولت همداستان شده بودندى سپاه روس از رشت بازگشتى و بدبختىهايى كه در پى آن در سايه فتنه‌انگيزى پاره كسان در تهران رخ داد و تلگراف‌هاى گزافه‌آميزى كه بشهرها فرستاده مردم را بشورش برانگيختند رخ ندادى و خونريزيهاى رشت و تبريز پيش نيامدى نمايندگان دموكرات تلگراف به همه شهرهاى ايران بلكه بشهرهاى بيرون از ايران نيز فرستاده مردم را ببرداشتن تفنگ و شوريدن و پرهيز كردن از كالاى روس و انگليس و نافرمانى با دولت برانگيختند . . . » سپس باز بتاريخچه پيش‌آمد مىپردازد و در پايان آن بودن مجلس را با نيرومندى دولت ناسازگار ستوده از نايب السلطنه درخواست فرمان براى بستن آن مىكند . از اينجا پيداست كه ناصر الملك و وزيران چشم داشته‌اند ايرانيان بيچون و چرا التماتوم روس را بپذيرند و در برابر چنان زورگويى هيچگونه ايستادگى از خود نشان ندهند و اينست آن جوش و جنبش را گناه مردم مىشمارند . از اين بدتر آنكه جنبش و خروش رشت و تبريز را يك چيز سرسرى و نتيجه تلگرافهاى گزافه‌آميز تهران مىستايند . نيز خونريزىهاى اين دو شهر را نتيجه آن تلگرافها شمرده چنين وامىنمايند كه گناه از تبريزيان و رشتيان بوده . با آنكه ما خواهيم ديد در