تفنگهاى مجاهدان را از دست ايشان بگيرد تا من از رييس سپاه روس خواهش كنم تيراندازى را رها كنند . در اين ميان پياپى از كلانترىها تلفون كرده دستور ميخواستند .
امير حشمت در خانه خود ميان شليك مانده با تلفون چاره ميخواست . ضياء الدوله و نمايندگان و ثقة الاسلام چون انديشه روسيان را بدست آوردند و راه ديگرى نديدند پاسخ دادند : براى نگهدارى خود جنگ كنيد . امير حشمت ايستادگى كرده نوشته خواست . اينان دريغ نگفته نوشتهاى نيز نوشتند و همگى آن را مهر كردند و چون اين كار انجام گرفت و بامير حشمت و ديگران آگاهى داده شد بيكبار مجاهدان بجنگ برخاستند و از چندين سو زد و خورد سختى آغاز كردند . روسيان كه در آن دو سه ساعت بر مردم بيدست و پا چيرگى مينمودند و از مجاهدان سستى ديده خود را فيروز مىپنداشتند بيكبار خود را ميان آتش يافتند . امير حشمت با كسان خود از خانه بيرون آمده در كوچهها آتش جنگ را فروزان ساختند . مشهدى محمد عليخان از سمت بازار و اسد آقا خان از ليلاوا بپيشرفت پرداختند . هردسته از هركجا كه بودند بروسيان تاختند . از مارالان حاج حسينخان با باغ شمال زد و خورد سختى ميكرد . از ارك دو توپ بغرش آمده پاسخ گلولههاى روسيان را ميداد .
هركس ميخواست غيرت و مردانگى را تماشا كند مىبايست در اين روز بتبريز آيد . سراسر شهر شوريده و مجاهدان مىكشتند و كشته ميشدند و گامبگام پيش مى رفتند . بگفته يكى از مجاهدان جنگ نبود كشتار بود . روسيان اگر يكى ميكشتند ده تن و بيست تن كشته ميشدند . سختى رزم در چندجا بود : اسد آقا خان كه از ليلاوا پيش مىآمد در مهادمهين با سنگرخانه و دنسكى كه قزاقان با يك شصتتير در آنجا بودند دچار آمد . از دو سو كوشش سختى مىرفت . قزاقان با آنكه جاى استوارى داشتند در برابر فشار دليرانه مجاهدان تاب نياوردند . يك سركرده با چند تن از قزاق به خاك افتادند و چند تن زخم سختى برداشتند . ديگران ايستادگى نتوانسته سنگر را رها كردند و خود را بقونسولخانه كشيدند . مجاهدان شصتتير را با چند اسب قزاق و پارهء ابزار ديگر بدست آوردند . و چون بيش از اين نمىخواستند كه راه بسوى ارك باز كنند بقونسولگرى نپرداخته به راه خود پيشرفت دادند . اين يكى از جاهايى بود
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٦٣