تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
« كنون پاسخ آنكه آيا يفرم راستى را خاين گرديده بود يا نه ساده است . يفرم هيچگاه از انديشه نخست خود برنگشته و تنها راه به كار بستن آن را تغيير داده ولى كم‌كم از روى پيش‌آمدهاى روزانه كار بانكار خود آن انديشه انجاميده بود . گرفتاريرا بسيار ناگوار ديده و چنين مىانديشيد كه ايستادگى سخت در برابر آن به بدبختىهاى بزرگترى خواهد كشيد و زمينه براى گزندهاى ديگرى آماده خواهد ساخت و چنين باور ميكرد كه اگر سختگيرى نشود بارى بازمانده آزادى و استقلال ايران پايدار خواهد ماند ولى سختگيرى شايد مايه برافتادن آن بازمانده نيز گردد و اين بود با هواداران ايستادگى سخت دشمنى مينمود . يك جهت بزرگ ديگرى براى ديگرگونى روش يفرمخان و نبرد او با هواداران آزادى بوده است و آن اينكه يفرم از ديرزمان شيوه شورش - طلبى خود را رها كرده و بگروه بزرگان و فرمانروايان پيوسته بوده و از كاركنان دولت بشمار مىرفت و خود اين زندگانى روش او را ديگر ميساخت . بهرحال يفرم چه از روى دلخواه و چه از راه ناچارى همچون ديگر هواداران در پذيرفتن التماتوم راه خطا ميرفت . زيرا پذيرفتن التماتوم و بستن پيمان فوريه 1912 ايران را آسوده نگردانيد بلكه درهاى گرفتارى - ها و بدبختىهاى تازه‌ترى را به روى كشور گشود و همسايگان ما با آن نويدهاى دوستانه آشكار تنها به آن پيمان بسنده نكرده بر آن شدند كه حقوق بيگفتگوى ديگر ما را از دست‌مان ربايند . يفرم در روزهاى آخر زندگانى خويش اين نكته را فهميده از درون سخت دلتنگى داشت و بارها ميگفت كه چگونه او و همراهانش فريب كاركنان سياسى روس و انگليس را خوردند و چگونه نفهميدند پذيرفتن التماتوم و بستن مجلس به اين نتيجه‌ها خواهد رسيد و از اينرو بنوميدى سختى دچار شده و چندان دلگير شده بود كه از گفتگو از آينده ايران دل آزرده مىشد و آرزو ميكرد كه ايران را ترك كرده و رفته در يك گوشه از كشورهاى بيگانه كنج‌نشينى كند كه ناگهان در شهر كوچك شورجه . . . درگذشت » . اين نوشته چون گفته‌هاى ما را روشن ميسازد آن را در اينجا آورديم . آرى يفرمخان بهمدستى مجاهدان بهوادارى دولت برخاسته كشاكشى را كه ميانهء دولت و توده از بيست روز پيش برپا بود بپايان رسانيد . همان روز مجلس آن كميته پنج‌تنى را برگزيده و اختيار را به او سپرد . يكى از اندامهاى آن حاج عليقلى خان بود اينان