گفتار سىويكم پذيرفتن دولت التماتوم را و بستن مجلس
در تهران همچنان ميانه دولت و مجلس كشاكش ميرفت و با آنكه دولت حاج محتشم السلطنه را كه ديموكراتيان ازو بيزارى مينمودند كنار نهاده و قوام السلطنه و حكيم الملك را كه از پيشروان آندسته بودند بار ديگر بكابينه درآورد باز ديموكراتيان از ايستادگى بازنايستادند . روز بيستوچهارم آذر سفارت روس آگاهى فرستاد كه اگر تا شش روز همه سه خواهش ايشان پذيرفته نشود چهار هزار سالدات و قزاق از قزوين آهنگ تهران خواهند نمود . راستى اينست كه روسيان اين شور و خروش را از مردم ايران اميد نداشته بودند و اين زمان اندكى دودل شده و به نرمى گراييده آنان نيز مى - كوشيدند كار بجنگ نيانجامد و اين مهلت شش روز را از بهر آن ميدادند . اگر يك دولت كاردان و دلسوزى در ميان بودى با روسيان درونآلوده كه بيشتر سردستگان را نشناخته بودندى بيگمان كار بسود ايران انجام گرفتى .
روز بيستوهفتم آذر دوباره وزيران بمجلس آمدند و وزير خارجه بگفتار پرداخته از مجلس خواستار شد يا اختيار بكابينه سپارند كه التماتوم را بپذيرد و يا كميتهاى از پنج تن از نمايندگان برگزينند و رشته را بدست او دهند . مجلس هيچكدام را نپذيرفت . كسانى از نمايندگان خواستند اختيار بناصر الملك سپارند كه با دو دولت روس و انگليس بگفتگو پرداخته آنچه سزاوار باشد با ايشان پيمان گزارد . ولى ناصر الملك آن را نپذيرفت .
چهار دسته سياسى در تهران كميتهاى پديد آورده چنين ميخواستند با سپاه روس آماده جنگ باشند ولى بيشتر ايشان داراى آن مردانگى نبوده و آنچه بر زبان