تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
ايرانيان در ميان دو آتش گير كرده نميدانستند چگونه خود را كنار كشند و آسوده گردانند ، نه خود چنان بيدارى و يارايى داشتند و نه پيشرو خردمند دلسوزى را در جلو ميديدند . اين گره چگونه باز ميشد ؟ ! . آيا ايران ميتوانست با روس بجنگد ؟ ! يا ميتوانست آن زورگويى را پذيرفته بيكبار از كشور و آزادى خود دست بردارد ؟ ! . . هنوز پس از بيست و هشت سال ما نميتوانيم داورى كنيم كه ايران در آن روز چكار بايستى كند . زيرا هرگز نمىشايست گردن بيوغ زورگويى روس بگزارد و بيگمان بايستى مردانه ايستادگى نمايد . از اينسوى اگر ايستادگى نمودى ناگزير جنگ پيش آمدى و در جنگ اين راست است كه توده بر سر پا بود و در همه‌جا مردم دم از جانفشانى مىزدند و از اينها اگرچه يك نيمى جز لاف نمىبود بهر حال نيم ديگرى از روى راستى ميبود و چون جنگ برخاستى هزاران مردان دلير از ميان توده بيرون جستى و صدها جوانان كاردانيها نموده نام‌آور شدى . از آنسوى آمدن علماى نجف بايران همه ايلهاى جنگجوى ايران را بتكان آوردى و روسيان اگرچه در آغاز كار چيره درآمدندى در انجام آن ميدان را به خود تنگ ديدندى . بارها توده ستمديده اين راه ناهموار را پيش گرفته و كارها از پيش برده‌اند . ليكن همه اينها زمانى رو دادى كه توده يك دل و يك انديشه بودى و ميان خود صد گرفتارى نداشتى . ايرانيان اگر بچنان كار مردانه برخاستندى و كار را با روس بجنگ رساندندى گذشته از توپ و تفنگ و بمب روسيان ، با چندين دشوارى ديگر روبرو شدندى . پيش از همه درباريان قاجارى چه آنان كه خود را بميان مشروطه‌خواهان رسانيده در مجلس و يا در كابينه و يا در ميان دسته‌هاى سياسى جا براى خود باز كرده بودند و چه آنان كه هنوز كنار مىايستادند بيشتر اينان در چنان روزى توده و كشور ايران را بروسيان فروختندى و در نهان با آنان سازش كردندى . دوم بسيارى از سردستگان آزادى بويژه در تهران مردان نادرستى بودند و اينان در روز سختى رو پنهان كردندى و در سفارتخانها جا گزيدندى چنان كه در داستان بمباردمان مجلس شورى در سال 1287 همين رفتار را از خود نشان دادند . سوم چنان كه گفته‌ايم محمد على ميرزا و شعاع السلطنه در استراباد و سالار الدوله در لرستان چشم به راه چنان روزى مىنشستند و همين كه با روسيان زد و خورد برخاستى در