سايه كوشش هوادارانشان در شهرها كار را بر آزاديخواهان دشوار ساختندى چنان كه در همين روزها هنوز كار با روس بجنگ نكشيده از يكسو سالار الدوله از لرستان بكرمانشاهان شتافت و در آنجا آشوب برپا ساخت . از يكسو محمد على يكدسته از تركمانان را بدامغان فرستاد كه يفرمخان ناگزير شد از تهران سپاه بجلوگيرى از ايشان روانه ساخت . كوشش علاء الدوله و همدستان او در تهران نمونه كوچكى از آرزو و راه كار محمد على ميرزا بود . اگر پايش افتادى به كارهاى بزرگترى نيز برخاستندى .
چهارم ايران در آن روز قورخانه از خود نداشته نيازمند اروپا بود كه تفنگ و فشنگ و بمب و گلوله خريدارى كند و اگر با روس جنگ كردى با همراهى كه انگليس با روس داشت ايران با دشوارى توانستى از اروپا افزار جنگ بخرد .
پس از همه اينها روسيان كه بيشتر آباديهاى شمال را بدست گرفته بودند اگر ايرانيان بزد و خورد برخاستندى و اندك فيروزى در كار ايشان پديدار شدى روسيان دست سياهكارى باز كرده بآباديها آتش زدندى و زنان و فرزندان بيگناه را كشتار كردندى ( چنان كه همين رفتار را در تبريز پيش گرفتند ) .
اينها بود كه هر خردمندى را دچار انديشه مىساخت و در چاره پيشآمد دودل مىگزاشت . مستر شوستر در همهجا ناصر الملك و وزيران را كه هوادار پذيرفتن يادداشت روس بودند خاين ميخواند و نكوهش مينويسد . ما نيز گفتيم برخى از اينان آلودگىها داشتند . ولى درباره همگى بدگمان نمىتوان بودن و شايد كسانى از آنان از راه دلسوزى بايران آن راه را مىپيمودند . خود شوستر بارها مينويسد : از من شور خواستند و من گفتم بايد كار را بجنگ نرسانيد . ميگويد : در پاسخ سردستگان سياسى كه از من شور مىخواستند گفتم : « اگر سپاه ايران در شمال يك گام بزيان لشگر روس بردارد پس از آب شدن برفها هنگام آنكه بهار آينده ميرسد پنجاه هزار قزاق روس بايران آمده آخرين روشنايى آزادى و استقلال كشور را پايمال سازند » .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٤٥