تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
سايه كوشش هوادارانشان در شهرها كار را بر آزاديخواهان دشوار ساختندى چنان كه در همين روزها هنوز كار با روس بجنگ نكشيده از يكسو سالار الدوله از لرستان بكرمانشاهان شتافت و در آنجا آشوب برپا ساخت . از يكسو محمد على يكدسته از تركمانان را بدامغان فرستاد كه يفرمخان ناگزير شد از تهران سپاه بجلوگيرى از ايشان روانه ساخت . كوشش علاء الدوله و همدستان او در تهران نمونه كوچكى از آرزو و راه كار محمد على ميرزا بود . اگر پايش افتادى به كارهاى بزرگترى نيز برخاستندى . چهارم ايران در آن روز قورخانه از خود نداشته نيازمند اروپا بود كه تفنگ و فشنگ و بمب و گلوله خريدارى كند و اگر با روس جنگ كردى با همراهى كه انگليس با روس داشت ايران با دشوارى توانستى از اروپا افزار جنگ بخرد . پس از همه اينها روسيان كه بيشتر آباديهاى شمال را بدست گرفته بودند اگر ايرانيان بزد و خورد برخاستندى و اندك فيروزى در كار ايشان پديدار شدى روسيان دست سياهكارى باز كرده بآباديها آتش زدندى و زنان و فرزندان بيگناه را كشتار كردندى ( چنان كه همين رفتار را در تبريز پيش گرفتند ) . اينها بود كه هر خردمندى را دچار انديشه مىساخت و در چاره پيش‌آمد دودل مىگزاشت . مستر شوستر در همه‌جا ناصر الملك و وزيران را كه هوادار پذيرفتن يادداشت روس بودند خاين ميخواند و نكوهش مينويسد . ما نيز گفتيم برخى از اينان آلودگىها داشتند . ولى درباره همگى بدگمان نمىتوان بودن و شايد كسانى از آنان از راه دلسوزى بايران آن راه را مىپيمودند . خود شوستر بارها مينويسد : از من شور خواستند و من گفتم بايد كار را بجنگ نرسانيد . ميگويد : در پاسخ سردستگان سياسى كه از من شور مىخواستند گفتم : « اگر سپاه ايران در شمال يك گام بزيان لشگر روس بردارد پس از آب شدن برفها هنگام آنكه بهار آينده ميرسد پنجاه هزار قزاق روس بايران آمده آخرين روشنايى آزادى و استقلال كشور را پايمال سازند » .