تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
آرى اگر از روزيكه محمد عليميرزا برافتاد پاكدلانه بكوشش پرداخته و نيرو اندوخته بودند اين زمان ميتوانستند در برابر دشمن ايستادگى نمايند . افسوس كه بچنين كارى برنخاسته بودند ! افسوس ! سرچشمه بدبختى آن نادانيها بود كه در دو سال گذشته به كار برده بودند ! اين نمونه است كه چگونه يك گروه خودخواه ناپاكدل روز سختى درماند . حاجى عليقلى خان ( سردار اسعد ) را نوشتيم كه از چند ماه باز در اروپا بود . در اين روزها همراه آقاى مهديقلى هدايت بتهران بازگشتند و اين نيكى از ايشان بود كه در چنين روز سختى كناره نگرفته خود را بميان توده رسانيدند و بايد يادآورى كنيم كه آقاى تقىزاده در اينهنگام در استانبول مىزيست و اين نكرد كه او نيز بايران آيد . حاج عليقلخان نيز خواهان نرم رفتارى با روسيان بود و از روزيكه بتهران رسيد ميكوشيد ميانه مجلس و دولت سازشى پديد آورد و پيش‌آمد را بىجنگ و خونريزى بپايان رساند . در بيست‌ويكم آذرماه خبر مرگ آخوند خراسانى رسيد . چنان كه گفته‌ايم اين مرد پيشوا با حاج شيخ مازندرانى و ديگران فتوى جهاد دادند و خودشان آماده به آمدن ميشدند و انبوهى از ايرانيان از كربلا و نجف و ديگر شهرهاى عراق بجنبش آمده همراه ايشان روانه ايران ميگرديدند « 1 » و اين آگاهى به همه جا رسيده از بسيارى از شهرها تلگراف فرستاده از جنبش علماء شادمانى مينمودند . حاج شيخ مازندرانى و ديگران تا كربلا پيش آمده و در آنجا چشم به راه آخوند داشتند كه ناگهان روز بيست‌ويكم خبر مرگ او را دريافتند . آخوند بهنگاميكه آماده روانه شدن بوده بيكبار حالش به هم خورده و درگذشت . از اين پيش‌آمد جنبش عراق فرونشست و پس از آخوند كسى كه جاى او را گيرد نبود . از اينسوى در ايران نيز در همه‌جا اين خبر
هامش
( 1 ) يكى از برادران ما ( آقا رضا سلطانزاده ) كه در آن هنگام در كربلا بوده خروش و تكان مردم را بسيار مايه‌دار مىستايد . خود او چون ميخواسته همراه علماء بايران آيد و پدرش اجازه نميداده پرسشى از علماء كرده و آنان در پاسخ نوشته‌اند : در اين هنگام به اجازه از پدر نياز نيست و اين نمونه‌اى از اندازه تكان مردم مىباشد .