در تهران پياپى انجمن ميساختند و بسكالش مىنشستند . كابينه بر اين شد بار ديگر مجلس را بيازمايد و در يك جلسه نهانى كه در مجلس با نبودن وزيران برپا شد بار ديگر گفتگوها رفت . دولت ميخواست كابينه را عوض كرده كسانى را بوزيرى بياورد كه مجلس بپسندد و خرسندى دهد و چون چنين كابينهاى پديد آمد مجلس به آن اختيار سپارد تا خواهشهاى روس را بپذيرد . ولى نمايندگان مجلس زير اينبار نرفتند و بار ديگر ايستادگى سختى نمودند .
در اينهنگام گذشته از شهرهاى ايران از عراق و قفقاز و هندوستان و پاره كشورهاى اروپا از ايرانيان و مسلمانان آنجاها نيز تلگراف ميرسيد و همگى يكزبان سفارش ايستادگى ميكردند و اينها بود كه مجلس را نگاه ميداشت . از آنسوى ناصر - الملك و وزيران پافشارى مينمودند كه خواهشهاى روس را بپذيرند و چون از مجلس نوميد شده بودند اين زمان خواستند آن را از ميان بردارند . بدينسان كه چون شماره نمايندگان چندان بود كه هرگاه بيست تن از ايشان بيرون رفتى بازمانده كمتر از اندازه قانونى بودى و مجلس خودبخود از كار افتادى . اينست با نمايندگان اعتدالى چنين نهادند كه ايشان از نمايندگى كناره جويند و آنان اين پيشنهاد را پذيرفتند .
ليكن از ترس مردم به چنان كار دليرى نتوانستند . از تبريز تلگرافى بنام رنجيدگى از چنين كارى بدولت رسيد و اينست از آن چشم پوشيدند .
ايستادگى مردم چنين بود كه چون در زبانها ميگفتند دولت ميخواهد يادداشت روس را با تغييرهايى در آن بپذيرد روز هفدهم آذر بار ديگر مردم به جوش آمدند و در بازار و مسجد سيد عزيز اللّه انبوه شده گفتارها راندند .
در تهران در اين زمان چهار دسته سياسى بود : ديموكرات و اعتدالى - و اتحاد و ترقى - و داشناكسيون ( از ارمنيان ) سردستگان اينها همگى يك زبان هوادار ايستادگى بودند . اين رفتار آنها با آگاهيهايى كه از جنبش علماء از عراق مىآمد و با تلگراف - هاى پياپى كه از شهرها مير سيد مجلس را استوار نگه ميداشت و دست دولت را از بر - انداختن آن كوتاه مينمود . از آنسوى سپاه روس روزبروز در قزوين فزونتر ميشد و بيم هرگونه گزند ميرفت .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٤٣