تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
آزادى و آبروى خود را بر آن برگزيدند . همه نمايندگان خواهش‌هاى روس را نپذيرفتند » « 1 » . بدينسان مجلس شورى بنام توده ايران يك كار دليرانه و سرفرازانه را انجام داد و يوغ بندگى را به گردن نگرفت . ولى در همان هنگام بيكبار رشته را نگسيخته بدولت اختيار داد كه با گفتگوهاى سياسى پيش‌آمد را چاره كند . بدينسان چهل و هشت ساعت مهلت بپايان رسيد و به خواهش روس پاسخ بدلخواه داده نشد . پيداست كه روسيان به كار برخاستند و از همان روز سپاه از رشت به پيش آمدن پرداخت و يكرشته دشواريها پديد آمد . بهرحال اين رفتار مجلس بسيار بجا بود . از آندم مردم شور و خروش بيشتر كردند . هنگاميكه در مجلس اين رأى داده ميشد تماشاييان اشكهاى شادى از ديده مىريختند . همان روز خواستند مشير السلطنه رئيس الوزراى باغشاه را كه از همدستان علاء الدوله بوده بكشند . خود او زخمى شده و از جان نيفتاد ولى برادرزاده‌اش كه همراه بود كشته گرديد . نيز همان روز بزرگ نانوايان ( خبازباشى ) را كه در كميابى نان دست او را در كار ميدانستند با گلوله از پا انداختند . اينها نمونه‌اى از خروش مردم و آشفتگى كارهاى تهرانست . دسته‌دسته شاگردان دبستانها « يا مرگ يا آزادى » گويان در جنبش بودند .
هامش
( 1 ) در بخش آخر در ترجمه اندك تصرفى به كار رفته است . هم بايد دانست پاره نوشته‌هاى شوستر در اين زمينه دور از راستى است . از جمله اينكه « كابينه پذيرفتن يادداشت را از مجلس خواستار گرديد و مجلس كه آن را نپذيرفت وزيران شرمنده و سرافكنده بيرون رفتند و بدينسان از روى قانون از جايگاه وزارت افتادند « اينها با نگارشهاى ديگران راست نمىآيد و پيداست مستر شوستر درست ننوشته . »