تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
ايران چنين شور و خروشى به خود كمتر ديده بود . از سراسر شهرها تلگرافها مىرسيد و همگى ايستادگى را خواستار بودند . زبانها همه بدشمنى روسيان باز و آوازها به بيزارى از زورگويى آنان بلند بود و اين نمايشها اگرچه از بسيارى تنها سخنان سرزبانى بود و دلهاشان از آن آگاهى نداشت و بسيارى نيز اگر هم از درون رنجيدگى مينمودند كسانى نبودند روز سختى ايستادگى كنند و تنها يكدسته از درون دل ميخروشيدند و بهمه‌گونه جانبازى نيز آماده ميبودند . با اينحال شور و خروش بس‌بزرگى بود و همين يكدسته گروه نيرومند و انبوهى بودند . روز شنبه نهم آذر ( نهم ذى حجه ) در تهران يكى از پرشورترين روزها بود . در اين روز هنگام پيشين چهل و هشت ساعت مهلت بپايان مىرسيد و ميبايست پاسخ ايران دانسته شود . ميبايست دار الشورا پيش از نيمروز درباره پذيرفتن خواهشهاى روس رأى دهد . در آغاز روز يك نمايش دليرانه‌اى از آزاديخواهان سر زد و آن كشتن علاء الدوله بود كه هنگاميكه از خانه بيرون ميآمد با چند گلوله از پا درآمد . كشندگان از مجاهدان بودند و دستور از يفرمخان داشتند و اين يك كار بسيار بجايى بود كه چشم ديگران ترسيده در چنان هنگام گرفتارى بآشوب برنخيزند . دسته دسته مردم بسوى مجلس مىشتافتند . باندك زمان همه گاليريها و اطاقها و باغ پر از مردم گرديد . كسانى از كاركنان سفارتخانه‌ها نيز ميان تماشاچيان بودند . يكساعت پيش از نيمروز مجلس برپا شد . در آن يكساعت ميبايست سرنوشت توده ايران شناخته گردد و شايستگى و ناشايستگىاش بآزادى دانسته شود . نمايندگان همه در جاى خود نشستند . از كابينه چهار تن وزيران خارجه و عدليه و معارف و پست و تلگراف در آنجا بودند . وزير خارجه بگفتار آمده چگونگى را بازنمود و يادداشت سفارت روس را بازخواند . سپس نيز چنين گفت : وزارت خارجه ميدانست چنين يادداشتى فرستاده خواهد شد و اينست چه پيش از فرستادن اين و چه پس از آن كوششهايى به كار برد افسوس كه سودمند نيفتاد . سپس نامه‌اى بسفارت انگليس نوشته خواهش كرديم دولت انگليس ميانجيگرى نمايد سفارت در
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 238 | احمد كسروى تبريزى