هاى بيجاى وزيران و ايراد گرفتنش به كارهاى ايشان و تندىهايى كه مينموده همه را ازو ميرنجانيد . ناصر الملك و كابينه سخت خواستار بودند اختيارات شوستر را كم كنند ولى چون ديموكراتها هوادار او بودند در ميان توده نيز نام نيكى پيدا كرده بود بچنان كارى دليرى نتوانستند . يك ماه كمابيش كشاكش و رنجيدگى در ميان بود .
در همان هنگام ناصر الملك نيز از دسته ديموكرات بجان خود بيمناك شده با ايشان رفتار دلسردانه مينمود و بمجلس نيز بدگمانى داشت .
در آخرهاى آبان دو سال مجلس بپايان ميرسيد كه بايستى پراكنده شود و نمايندگان براى مجلس سوم برگزيده گردند و با آن چيرگى كه روسيان در كار - هاى ايران ميداشتند كسى نميدانست مجلس نوين كى باز شود و تا باز شدن چه كار - هايى با دست ناصر الملك و مانندگان او انجام گيرد . بيگمان اينان خواستار چنان روزى بودند . ولى انجمن ايالتى تبريز چگونگى را دريافته بچاره پرداخت و در دوم آبان ( دوم ذيقعده ) تلگرافهايى بتهران بناصر الملك و دار الشورى فرستاده درخواست كرد بر زمان مجلس ششماه ديگر افزوده شود . انجمنهاى ديگر را نيز واداشت كه تلگراف فرستاده همان خواهش را كردند . اين بود روز بيستويكم اين پيشنهاد در مجلس بميان آمد و چون تا آنزمان چنين كارى روى نداده بود كسانى ايراد گرفتند و گفتارهايى راندند . ليكن از آنجا كه نبودن مجلس را در چنان هنگامى كسى نمىخواست اينست نمايندگان چندان در بند قانون نبوده همگى رأى بافزودن ششماه بر زمان مجلس دادند .
شايد يكى از چيزهايى كه بر خشم روسيان افزود اين پيشآمد بود . زيرا مجلس سنگ راه سياست ايشان بشمار ميرفت . مسيو نراتوف در گفتگوى ديگر خود از ايران با مستر اوبرون آشكاره چنين گفت :
« مجلس اختيار بسفزونى را به كار مىبرد كه آن را ندارد . . . بايد مجلس انجمنى باشد كه تنها به كار قانونگزارى پردازد ( از سياست بر كنار باشد ) . . »
نيز ميگفت :
« بايد مجلس سنايى بازنموده اختيار نايب السلطنه را بيشتر گردانيد » .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٢٨