و اندكى در آنجا ايستاده بازگشتند ( به نوشته مستر شوستر بژاندارمها دشنام دادند ) و خواهيم ديد اين آمدن ايشان از بهرچه بوده .
دولت ايران از اين پيشآمد رنجيدگى نشان داده نامه بسفارت نوشت و برداشتن پاخيتانوف را از ايران خواستار گرديد . از آنسوى روسيان به پيشآمد رنگ ديگرى داده عنوان نمودند كه دو تن سركرده روسى از جلو پارك ميگذشتهاند و ژاندارمها خواستهاند آنان را بزنند و تفنگ به روى ايشان كشيدهاند . اين زمان دانسته شد آمدن آن دو سركرده بجلو باغ از بهرچه بوده .
چون اين پيشآمد دنباله بسدرازى پيدا كرد و روسيان بدستاويز آن بيك رشته سختگيريهاى نابجا برخاستند و در اين كشاكش پاى مستر شوستر و نام او در ميان بود بايد در اينجا اندكى از انديشه روس درباره ايران بنگاريم و شوستر را هم نيك بشناسيم .
چنان كه گفتيم روسيان از ديرباز پى بهانه مىگشتند . اگر كتاب آبى انگليس را ببينيم در همان روزها نراتوف جانشين وزير خارجه روس در پترسبورگ با مستر اوبرون نماينده انگليس در آنجا درباره ايران گفتگو مىكرده و چنين مىگفته :
« افق ايران بسيار تاريك است ، كشور از بد ببدتر مىافتد و آشفتگى روزبروز فزونتر مىگردد ، دولت روس بيش از اين نمىتواند به كارهاى سختى نپردازد و خاك ايران را فرانگيرد . . . »
نراتوف افتادن كابينه را پيشبينى ميكرده و چنين ميگفته :
« اگر رشته در تهران بدست تندروان افتد هيچكانون نيرويى در ميان نخواهد بود كه ما با آن گفتگو كنيم . . . »
« تندروان » دسته ديموكرات را مىگويد . ايندسته چيرگى روس را برنمى - تافتند و بيشتر ايشان مردان آزاديخواه و ايران دوست بودند . اگرچه كسانى از ميوه - چينان با اينان درآميخته و بيشتر سردستگانشان از اين گونه دغلبازان بودند . وانگاه اين دسته خاميها در كارشان بود و با همه شور و خروشى كه مينمودند آن نبودند كه در سختى تفنگ بدست گرفته پا به راه جانبازى گزارند و يا ايستادگى و كاردانى شايسته
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٢٦