از خود نشان دهند . هنوز به آن اندازه نرسيده بودند . با اينهمه پس از مجاهدان ارجدار - ترين گروه ايرانى بشمار ميرفتند . اينست نراتوف از افتادن رشته بدست اينان ترس مىداشته .
سپس نراتوف ياد مستر شوستر كرده و از اينكه او به همه ادارههاى ايران دست انداخته و رشته همگى را بچنگ گرفته سخت خشمناك بوده و چنين ميگفته :
« اين با بهرهمنديهاى ( منافع ) روس در ايران راست نيايد . . ، مستر شوستر بايد بداند كه كوششهاى او بايد با بهرهمنديهاى روس ( چنان كه با بهرهمنديهاى انگليس نيز ) سازش داشته باشد . ايران بايد كمكم بسوى نيكى رود آن هم از راهى كه چشمداشت و بهرهمنديهاى دولت روس نيز نگهدارى شود . . . »
مىگفته :
« نبايد از ديده دور داشت كه تنها نيكى ايران در ميان نيست . بلكه بايد حال كنونى آن و جايگاه خاصى را كه دارد نيز بديده گرفت . . »
اين جملهها كه ميانه دو مرد سياسى روس و انگليس مىگذشته هريكى دليل ديگريست بر آنكه روسيان آزادى ايران را از ميان رفته ميدانستند و بر آن ميكوشيدند كه آخرين گام را در اين راه بردارند و از شوستر هم چشم ميداشتند كه بيش از پيشرفت كار ايران در بند خوشنودى ايشان باشد و نگهدارى بهرهمنديهاى ايشان را كند . بدانسان كه كاركنان بلژيكى ايران ميكردهاند و روسيان را از خود خوشنود مى - داشتهاند . و چون مرد امريكايى بدلخواه ايشان نمىبود او را دشمن ميداشتند و در پى بهانه مىگشتند كه بيرون كردن او را از دولت ايران خواستار گردند و اين پيش آمد باغ شعاع السلطنه و رفتار سختى كه شوستر پيش گرفت آن بهانه را بميان آورد .
در اينهنگام كه دولت روس اين انديشهها را درباره برانداختن آزادى ايران و بيرون كردن شوستر به كار مىبرد در تهران نيز ميانهء كابينه وزيران با شوستر تيرگى - هايى پيدا شد . وزير ماليه و وزير خارجه « 1 » چند روزيهم كنارهجويى نمودند . ليكن دوباره به كار خود بازگشتند . سختگيرى مستر شوستر درباره پول و نپذيرفتن درخواست -
هامش
( 1 ) ابراهيم حكيمى و حسن وثوق