شكست يافت . سالار الدوله چون از نوبران گريخت ببروجرد و لرستان رفت و او نيز به پشتگرمى نگاهدارى روسيان در آنجا ماند و در آينده داستان او و محمد عليميرزا را خواهيم شناخت . از صمد خان نيز گفتگو خواهيم كرد .
اما سختگيريهاى خود روسيان : پس از شكست سالار الدوله در آغازهاى مهر ماه دولت ايران بر آن شد دارايى او و شعاع السلطنه را بدست گيرد و از آن دولت گرداند و پيش از آنكه باينكار برخيزد نمايندهاى را بسفارتخانههاى دو دولت فرستاده چگونگى را دوستانه آگاهى داد . هيچيك از دو سفارت ايرادى نگرفتند . دولت بمستر شوستر خزانهدار كل دستور داد آن را به كار بندد . مستر شوستر روز شانزدهم مهر ماه ( 15 شوال ) به كار برخاسته براى بدست گرفتن هريكى از ديهها و باغهاى آن دو شاهزاده كسانى فرستاد . از جمله يك مستوفى و دو مهندس و يك سركرده با چهار ژاندارم بر سر پارك شعاع السلطنه كه در شهر تهران نهاده روانه گردانيد . اينان چون به آنجا رسيدند چند تن قزاق ايرانى دم در بجلوگيرى پرداختند . پاخيتانوف قونسول روس ببهانه آنكه دارايى شعاع السلطنه در پيش بانك روس گرو است قزاق به آنجا فرستاده بوده .
مستوفى و سركرده ژاندارم فرمان دولت را نشان داده بدرون رفتند و به كار پرداختند .
اندكى نگذشت كه دو سركرده با دوازده قزاق روسى به آنجا رسيده اينان را با زور بيرون كردند . ژاندارمها چون دستور ايستادگى نداشتند بازگشتند . مستر شوستر چگونگى را با تلفون بسفارت روس آگاهى داد و از قونسول رنجيدگى نمود سپس نامهاى نيز نوشت . ولى چون پاسخى نرسيد فرداى آن روز پنجاه ژاندارم خزانه و پنجاه تن ژاندارم شهربانى با چند تن سركرده بفرماندهى مستر موريل امريكايى همراه مستر كرنز از كاركنان آمريكايى ماليه بر سر پارك فرستاد . موريل و كرنز نخست پاخيتانوف را در قونسولگرى ديده خواهش كردند قزاقها را از پارك بردارد و هرگاه سخنى درباره آن دارد بدولت بنويسد و چون پاخيتانوف نپذيرفت برخاسته بر سر پارك رفتند و قزاقها را تفنگ و ابزار از دست گرفته از آنجا بيرون كردند . دو ساعتونيم پس از نيمروز دو سركرده روسى با يكتن ايوبخان نامى سرهنگ قزاقخانه بدر باغ شعاع السلطنه آمدند
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٢٥