گفتار بيستوهفتم كشاكش ميانه ايران و روس
چنان كه در جاى ديگر نيز گفتهايم در اين تاريخ نميخواهيم برويه سياسى پيش آمدها پردازيم و كارهايى را كه در پسپرده رو ميداده بنگاريم . اين را ديگران نگاشتهاند و كارهاى بسيار نهان آنروزى امروز آشكار است . درباره بدرفتاريهاى روس و انگليس در ايران و خواستهاى نهانى كه ميداشتند مستر شوستر گفتار درازى در كتاب خويش آورده و بآگاهيهايى كه از پيوستگىهاى سياسى ميان روس و آلمان داشته زمينه را بسيار روشن گردانيده . نيز پرفسور براون در سايه اينكه او و همراهانش از سياست سر ادواردگرى وزير خارجه آنروزى انگليس درباره ايران و خاموشى او در برابر دژآهنگىهاى روس خوشنود نبودند دژرفتاريهاى روسيان و بدخواهيهاى ايشانرا يكايك باز نموده و بر خاموشى ادواردگرى در برابر آنها خردهگيرى نموده است . گذشته از اينها كتابى در سال 1295 در آلمان در اين زمينه چاپ و پس از آن بزبانهاى انگليسى و فرانسه و سوئدى ترجمه و در فارسى نيز بنام كشف تلبيس پراكنده شده .
آنچه مىبايست نوشتن اينان نوشتهاند و ما نيازى بسخنرانى از آنزمينه در اينجا نداريم و تنها به اين اندازه بسنده ميكنيم كه نقولاى دوم درباره ايران آن انديشه را داشت كه صد و سى سال پيش از آن يكاتريناى دوم درباره لهستان داشت و بهمدستى دولت اتريش به كار بست . و در هشتاد سال پيش نقولاى يكم درباره خاك عثمانى داشت و در سايه ايستادگى انگليس نتوانست به كار بندد . روشنتر بگويم : ميخواست بدانسان كه در پيماننامهء 1907 زمينهسازى شده بود ايران را ميان خود و انگليس دو بخش