هاى پيشآمده را ميگويد و بيگمان پيروان او بسيار فزونتر از اين اندازهها بوده .
سردار ظفر و سردار جنگ چنين تلگراف كردند :
ظهر يوم ششم وارد نوبران شديم پنج عراده توپ از سالار الدوله در نوبران و دو فرسخ آنطرف مانده از قرار تحقيق مقرون به صحت است وقتى كه مقدمهء اردوى سالار الدوله در ساوه جنگ مىكردند يك اردو برياست امير افخم و امير نظام در نوبران بوده تمام اهل نوبران و قيطانيه ميگويند سپاه سالار الدوله متجاوز از هشت هزار نفر بوده از ساوه تا نوبران نعش كشتگان كفن كرده و بيكفن ديده ميشد محقق زيادتر از پانصد نفر كشته شده از آنها و زياده از پانصد نفر زخمدار داشتند كه بعضى در بين راه مردند و بعضى را در بين راه كشتند و بعضى را بردند خبر شكست اردو كه از نوبران بامير افخم و امير نظام رسيده با افواج و سوار خود فرار كردند سالار الدوله بنوبران رسيده پرسيد امير افخم كجاست گفتند فرار كرده . . . گفت خانهاش را خدا خراب كند كه باصرار او مرا از اين راه آورد و الا از طرف قزوين آمده بودم سوار نظر عليخان با خودش بنوبران نيامد از قرارى كه در تمام دهات نظر عليخان و سوارش را ديدهاند گفته بود تمام سوار مرا كشتند و گرفتند بقيهء سوارش لجن بسر گرفته بودند لجن بسر گرفتن علامت مردن و كشته شدن يكى از رؤساى ايل است كه يا از پسرهاى نظر كشته شده يا برادر و داماد داود خان كشته شده . . .
اگر سه چهار فرسخ ديگر عقب فراريها رفته بودند تمام گرفتار و كشته شده بودند افسوس كه سوار و نور چشمان سه شبانه روز نخوابيده اتصال مشغول جنگ بودند و الا مىتوان عرض كرد كه از اردوى سالار الدوله كسى باقى نمىماند از قرار مذكور عقب مانده اردوى سالار الدوله بنه و ساير اسباب سالار الدوله و هركسى را كه ديدهاند غارت كرده و از بيراهه فرار نمودهاند گمانم آنكه ديگر صد نفر ديگر دور سالار الدوله جمع شود نميرود به كلى مضمحل و خراب شدند به حمد اللّه تعالى بر حسب تعهدات حضورى دفع اشرار شد انشاء اللّه تعالى ساير مخالفين دولت و منافقين ملت هم بجزاى اعمال و بكيفر خواهند رسيد .
خسرو نصير
اين فيروزى دولت گرانبهاتر از فيروزيهاى پيشين بود و ديگر گرانبهاتر شدى اگر توانستندى دنبال گريختگان را گيرند و تا توانند از آنان كشتار كنند و سزاى تاراجگريها را در كنارشان نهند . چنان كه نوشتهاند اگر دنبال كردندى خود آن جوان ديوانه بدست آمدى و ريشه تباهكاريهاى او بريده شدى ليكن چنان كه از تلگرافها پيداست از فرسودگى و درماندگى اسبها به آن كار نپرداختهاند . هنوز اين
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٩٣