امر كردهايد مسئوليت اين سفك دماء و نهب اموال و هتك اعراض بعهدهء حضرت و الا خواهد بود ديگر خود دانيد . »
در اينميان سواران بختيارى بفرماندهى سردار محتشم و سردار بهادر دستهدسته از تهران آهنگ قم مينمودند تا بجلوگيرى پردازند . پس از همه يفرمخان با مجاهدان خود بيرون رفت . خود سالار الدوله تا نوبران رسيده و پيشرو دستههاى او تا باغشاه دوفرسنگى آنجا پيش آمده بودند و چون از اينسوى لشگرهاى دولتى رسيد روز چهارم مهرماه بود كه در باغشاه جنگ درگرفت و ما اينك تلگرافهايى را كه از سرداران دولتى به تهران رسيده و روشنترين آگهىها را درباره كارزار دربر دارد در اينجا مى - آوريم . يفرمخان چنين آگهى فرستاد :
« اليوم كه سيم شوال است قبل از طلوع آفتاب اردوى دولتى را از اسيا بيك حركت داده قبل از وقت با اردوى سردار ظفر و سردار جنگ قرار داده بوديم كه امروز بايد بخواست خداوند كار اردوى سالار الدوله را كه در قريه باغشاه و دوفرسخى ساوه منزل دارند به كلى تمام كنيم با نقشه صحيح اردو با قشون ياغيان مقابل گرديد نظر عليخان لورستانى تمام تپه و ماهور هاى سمت ساوه را گرفته با اردوى سردار ظفر و سردار جنگ با كمال سختى مىجنگيد داود خان كلهر و پسر والى پشتكوهى و سواران همدانى و كردستانى و پسران ظهير الملك كرمانشاهى و حاجى عليرضا خان گروسى با پنج عراده توپ هفت سانتيمترى و هشت سانتيمترى اتريشى با اردوى بندگان بناى جنگ را گذاردند دوساعتونيم نايره جنك در اشتعال بود به حمد اللّه با حملات پياپى دو اردوى منصور عقبات همگى ايشان شكستخورده فرار نمودند واقعا چنين جنك و فتح حيرتانگيزى تا به حال در اين مملكت اتفاق نيافتاده است قريب پانصد نفر از سواران مزبور لورستانى و كردستانى و كرمانشاهى و همدانى و گروسى و غيره كه از لباس و كلاهشان معلوم است از قشون اشرار مقتول شده و تمام چادرهايشان بجاى خود باقى مانده است و پنج عراده توپ دولت به حمد اللّه تعالى به تصرف اردوى دولتى درآمد جمعيت طرف از همه جهت متجاوز از چهار هزار نفر بوده كه پانصد نفر مقتول و باقى فرار اختيار نموده از اردوى دولتى ده نفر سوار بختيارى مقتول و مجروح شده عجالتا غير از اين مطلب قابل راپورت نيست قريب يكصد نفر اسير و دستگير شده ليكن هنوز استنطاق نشده .
غلامحسين جعفر قلى يفرم
اينكه در اين تلگراف شماره سپاهيان سار الدوله را چهار هزار تن نوشته دسته
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٩٢