درميگذريم . كار بجايى بود كه على رضا خان گروسى كه از هواداران آزادى و چنان كه گفتيم در سفر قرهداغ و اردبيل با چند صد تن همراه سپاه يفرمخان بود اين نيز خوددارى نكرده پيش وى رفت . از شاهزادگان قاجارى نيز بسيارى همان كار را كردند .
در غرب هياهوى شگرفى درگرفت و دشمنان مشروطه همه به جوش آمدند . در همدان امير نظام با توپ و سپاه نگهدارى آنجا را داشت و ما نميدانيم بچه راه هواداران سالار - الدوله به آنجا دست يافتند و توپها را نيز از دست او گرفتند « 1 »
چنان كه گفتيم در اين هنگام دولت گرفتار محمد عليميرزا و ارشد الدوله بود و بجلوگيرى از اينان ميكوشيد . براى جلوگيرى از سالار الدوله نيز تلگرافها بامير افخم بختيارى حكمران بروجرد فرستاد . نيز سردار ظفر بختيارى را با دستههايى از تهران روانه گردانيد . امير افخم را مىشناسيم كه از هواداران سخت محمد عليميرزا بود و با اينهمه چون محمد على برافتاد بميان مشروطهخواهان درآمد و بىآنكه بازخواستى بيند و سزايى يابد حكمران بروجرد گرديد و چون در آنجا با لران مى - جنگيد سپاه آمادهاى با ابزار فراوان همراه داشت و اينهنگام كه بجلوگيرى سالار - الدوله نامزد شد پانزده هزار تومان نيز پول از دولت دريافت . با اينهمه دل با مشروطه پاك نداشت و از درون جز پيشرفت محمد على و برادرانش را نمىخواست و اينست در بيرون آمدن از بروجرد تا ميتوانست دير ميكرد . در تهران چندين بار تلگراف به او فرستادند تا ناگزير گرديده بيرون شتافت .
از آنسوى سالار الدوله برادرش عضد السلطان را در كرمانشاه بحكمرانى گمارده خويشتن روز سىويكم مرداد با نه دستگاه توپ و با سپاه بيشمار از آنجا بيرون شتافت و تلگراف دراز ديگرى از آنجا براى مجلس فرستاد و به گمان خود پندهايى داد و نمايندگان را به اين خواند كه كشور را به خداوند كشور ( محمد على ) بسپارند و بيهوده ايستادگى ننمايد . هم در آن ميگويد :
« محمد عليشاه در همين روزها بطهران خواهد رسيد منهم خواه باور كنيد يا نكنيد با سى هزار نفر از دروازههاى كرمانشاه گرفته تا نوبران با قشون در حركت مىباشم . در آذربايجان شاهسونها و در گروس شجاع -
هامش
( 1 ) داستان آن را در جايى نيافتيم .