تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
تبريز با حالى كه داشت نمىتوانست چنين چيرگى ستمگرانه را بخاموشى گذراند و از آنسوى ناگزير بود بهانه بدست روسيان ندهد . در روزنامه شفق گفتار بس‌جاندارى نگارش يافت و پس از آن چنين نهادند كه روز چهارشنبه يازدهم مرداد مردم در سربازخانه گرد آيند و در آنجا گفتارهايى بنام بيزارى از آن رفتار ستمگرانه روسيان رانده شود و آگهى در اين زمينه چاپ كرده ميانهء مردم پراكنده ساختند . ولى چون روز چهارشنبه فرارسيد هنگام عصر پيش از آنكه مردم آهنگ سربازخانه نمايند روسيان با دسته‌هاى قزاق و سالدات آنجا را فراگرفتند و به كسى راه آمد و شد ندادند . قونسول بوالى پيام فرستاد كه اگر مردم در يك جا گرد آيند گرفتار خواهند گرديد . اين چيرگى بر خشم مردم افزود و چون بازارها را بسته بودند چنين نهادند كه در حياط مسجد آدينه كه جاى بس‌بزرگى است گرد آيند و دسته‌دسته مردم رو به آنجا آوردند و چنان شد كه همه حياط پر گشت و بدانسان كه نهاده بودند آقايان سيد محمد خامنه‌اى و سيد كاظم تهرانى « 1 » و ميرزا حاج آقا رضازاده و ميرزا على واعظ ويجويه‌اى يكى پس از ديگرى جلو پنجره مسجد ايستاده گفتارهاى تند و آتشينى راندند . بدرفتارىهاى روسيان را شمرده و يادآورى كردند كه خاموشى ايرانيان در برابر آنان از روى ترس و يا از راه زبونى نيست . تا هنگام غروب جوش و خروش برپا بود و چون گفتارها بپايان رسيد مردمان نيز پراكنده شدند . در اين ميان از تهران عين الدوله را بواليگرى آذربايجان برگزيده بودند و او شاهزاده امامقلى ميرزا را تا آمدن خويش بجانشينى برگماشت و روز چهاردهم يا پانزدهم مرداد او بتبريز درآمده به كار پرداخت . اين نمونه نادانى سررشته‌داران آنروزيست كه عين الدوله را پس از آن همه سياهكاريها باز به كار برمىگماردند و در چنان هنگام سختى رشته اختيار آذربايجان را بدست او مىسپردند . پيش از آنكه محمد عليميرزا برافتاد و دوباره دستگاه مشروطه برپا گرديد يكدسته چون از باغشاه درآمده و همگى همراهان ديرين عين الدوله بودند پيداست كه اينان نگهدارى از وى مينمودند يكدستهء ديگر چنان سرگرم سودجويى و خودخواهى بودند كه فرصت دنبال كردن دشمنان
هامش
( 1 ) كنون در تهران و بنام « عصار » شناخته است .