شام جنگ سختى پيش ميرفت . اصانلويان و مازندرانيان با همه ورزيدگى در كار جنگ و با آنكه از پشت سنگر گلولهاندازى ميكردند باز شصت تن كمابيش از ايشان به خاك افتاد و بسيارى تاب ايستادن نياورده رو بپراكندگى آوردند . خود رشيد السلطان كه با دليرى بسيار رزم ميكرد دو زخم كارى برداشت و با اينهمه پافشارى مينمود و پروا نميكرد تا تيرى بلوله تفنگش رسيده آن را خورد ساخت . بختياريان فرصت جسته بر سرش تاختند . رشيد السلطان با ته تفنگ سر يكى را شكست ولى ديگران دست بر - نداشته گرفتارش كردند بدينسان جنگ بپايان رسيد و از اصانلويان و مازندرانيان هركه زنده مانده بود گرفتار شد و يا بگريخت . رشيد السلطان را بلشگرگاه مجاهدان آوردند و در چادرى خوابانيده بدرمان زخمهايش كوشيدند . ولى بيش از سه چهار ساعت زنده نبود و درگذشت . چنين مىگفت : « محمد عليشاه همچو منى را ندارد و همانا باميدوارى من بود كه بايران بازگشت . . . كنون شما باكى نداشته باشيد و يكسره تا مازندران بتازيد . . » از اين گونه سخنان فراوان ميسروده . در اين جنگ گذشته از معين همايون ميرزا كوچك خان و سالار بهادر نيز دليريها نمودند و جوانى از بختياريان بنام مصطفى خان كشته گرديد كه تن خونآلودش را باشكوه بتهران آوردند . از دولتيان جز ازو تنها دو تن ديگر كشته گرديدند . فرداى آن روز دولتيان فيروزانه تا آبادى فيروزكوه پيش رفتند .
دولت اين فيروزى را در تهران آگهى داد و به همه شهرها تلگراف فرستاد و در همهجا مردم شادمانىها نمودند و بر اميدوارى افزودند . هواداران محمد على دل شكسته شدند .
چند روز ديرتر در بيستوپنجم مرداد بار ديگر جنگ رخ داد . كسان محمد على باز جلوتر آمده سنگر بسته بودند . مجاهدان و بختيارى همين كه آگاه شدند بر سر آنان تاختند و هشت ساعت زد و خورد برپا بود . در اينجا نيز فيروزى بهره دولتيان گرديد و از كسان محمد على هشت تن كشته افتاد .
باز در سىام مرداد جنگ بزرگى رويداد و در اين رزم كسان محمد على تا دو هزار تن مىرسيدند و با اينهمه كارى از پيش نبردند و فيروزى بهره آزاديخواهان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٨١