تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
براى هريكى از آقايان بلورى و نوبرى فرستادند « 1 » و اينان آن را به انجمن ايالتى آورده راز را فاش ساختند . انجمن دستور داد محمد ميرزا را بند نمودند . نقيخان را هم بعالىقاپو آورده در آنجا نگاهش داشتند . در اين ميان روسيان بهوادارى او برخاستند و سفير روس در تهران بدولت يادآورى كرد كه نقيخان داراى نشان از دولت روس مى - باشد و خواهش كرد با او پاسدارانه رفتار شود . دولت پاسخ داد با او پاسدارانه رفتار خواهد شد و مقصود رسيدگى به حساب مىباشد . با اينهمه روسيان آرام نه‌نشستند و روز پنجم مرداد قونسول روس نزد نايب الاياله آمده خواستار گرديد نقيخان به او سپرده شود . نايب الاياله پاسخ داد او را با فرمان دولت نگهداشته و نميتواند رها كند . قونسول چون بيرون رفت ديرى نگذشت كه پالكونيك با صد تن سالدات به آنجا رسيد و خود او در دم در ايستاده سالداتان را با سر - كردگانى بدرون فرستاد و اينان تفنگ را بر روى دست گرفته بيباكانه تا نشيمنگاه نايب الاياله پيش آمدند و خانه‌اى را كه نقيخان در آنجا بود گرد فروگرفتند و نگهبانان را يكايك كشيده دور كردند و نقيخان را بيرون آورده همراه خود بردند . نايب الاياله مرآت السلطان دستيار شهربانى را همراه پطرسخان ارمنى كه زبان روسى ميدانست نزد پالكونيك فرستاد كه بپرسند اين كار را با دستور كه ميكنند . پالكونيك پاسخ داد : بدستور قونسول روس . بدينسان بيباك و بىپروا رشيد الملك را از كوچه و بازار گذر دادند . اين دژآهنگى بر تبريزيان بىاندازه گران آمد و در آن دو سال هرچه بدرفتارى روسيان نموده بودند كمتر يكى به اين اندازه مردم را تكان ميداد . شهرى كه آن غيرت و گردنفرازى را نشانداده بود كنون بايستى اين چيرگىهاى بيشرمانه را از بيگانگان بيند و بخاموشى گرايد . در آن هنگام كه نقيخان همراه پالكونيك از عالىقاپو بيرون مىآمد و از بىرگى به خود ميباليد كسانى از مجاهدان بر آن شدند او را بزنند و پرواى نتيجه‌اش را نكنند پارهء سردستگان جلوگيرى نمودند . ليكن شهر سراسر بشوريد و هرچند تن كه بهم ميرسيدند دلسوزانه گفتگوى پيش‌آمد را ميكردند .
هامش
( 1 ) دويست تومان پول نقد و هزار تومان حواله بصراف بود كه نتوانستند انكار نمايند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 177 | احمد كسروى تبريزى