گفتار بيستويكم فيروزيهاى دولت
چنان كه ديديم محمد على ميرزا همين كه در استراباد بسيج كار كرد خود او همراه برادرش ملك منصور ميرزا از راه مازندران و سردارش على خان ارشد الدوله از راه شاهرود به پيشرفت پرداختند . از آنسوى ابو الفتح ميرزا از كرمانشاه آهنگ تهران نمود . بدينسان از شرق و غرب پايتخت به بيم افتاد و چون در گامهاى نخست فيروزى - هايى بهره محمد على ميرزا و هوادارانش ميگرديد از اينجا ميدان اميد در دلهاى خواستاران خودكامگى پهناورتر گرديده در همهجا بر گستاخى افزودند و دستههايى آشكاره بسوى محمد على گراييده به او پيوستند و ليكن اين اميدوارى چندان نپاييد و نوميدى جاى آن را گرفت .
نخستين مژده از ميدان فيروزكوه رسيد . چنان كه گفتيم محمد على در بار - فروش درنگ داشت . رشيد السلطان و سران مازندران به پيشروى ازو تا چهار فرسخ از اينسوى فيروزكوه پيش آمده در امينآباد سنگرگاه گرفتند . مازندرانيان با شور و خروش هوادارى از شاه قاجار مينمودند ، از اينسوى معز السلطان با دستههاى خود تا يكفرسنگى آنجا رسيده اينان نيز سنگرگاه گرفتند . پس از ديرى خود محمد على تا سوادكوه جلو آمده در آنجا در جايگاه استوارى نشيمن گرفت و سخت خود را مىپاييد .
روز پنجشنبه هجدهم مرداد دستهاى از بختياريان بسركردگى جوانى معين - همايون نام از تهران رسيدند و بلشگرگاه مجاهدان پيوستند . فردا آدينه جنگ آغاز گرديده مجاهدان و بختياريان همگى بر سنگرهاى رشيد السلطان تاختند و تا هنگام