تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
رسيدن خود را آگاهى داد و او را تا رسيدن بتهران بجانشينى خويش برگماشت . سپهدار چنين ميگفت : پاسخى به او فرستاد كه ايرانيان ترا بپادشاهى نمىخواهند ولى بگفته مستر شوستر دانسته نيست چنين پاسخى داده باشد . رشيد السلطان نامى را ياد كرده‌ايم كه در ورامين بگردنكشى برخاسته و با دسته‌هاى سپاه دولتى جنگيد . اينمرد كه از ايل اصانلو بود خود را به مازندران كشيده و در آنجا بهمدستى ديگران جايگاه خود را استوار نموده بود و در اين يكسال همچنان نافرمانى مينمود و بارها با دسته‌هاى سپاه دولتى پيكار ميكرد و اين زمان او نيز بمحمد على ميرزا پيوسته در مازندران پادشاهى او را آشكار ساخت . بيست‌وهشتم تيرماه محمد على ميرزا با ياران خود به شهر استراباد رسيد و رشته كارها را در آنجا بدست گرفت و چندى در آنجا نشيمن داشتند و كار ميكردند . از آنجا محمد على در يازدهم مرداد باشرف درآمد و در دوازدهم بسارى رسيد . هزار تن تركمان و دو سه دستگاه توپ همراه داشت و مازندرانيان يارى مينمودند و رشيد السلطان پيشاپيش او لشگرگاه پديد مىآورد . پس از چند روزى ملك منصور ميرزا كه در استراباد بازمانده بود به او پيوست و از آنجا ببارفروش درآمدند . از آنسوى عليخان ارشد الدوله با دو سه هزار تركمان آهنگ شاهرود نموده آنجا را فراگرفت و يكدسته سپاهيان دولتى كه در آنجا بودند به او پيوستند . از سوى ديگر سالار الدوله با دو هزار سواره و پياده در پنجم مرداد بكرمانشاهان درآمد و بىآنكه جنگى روى دهد شهر را بدست گرفت و سپاهيان دولتى در آنجا نيز بوى پيوستند . سالار الدوله تلگرافى از سنندج بدار الشورى فرستاده بود و ديگرى نيز از كرمانشاهان فرستاد و يكرشته سخنان خشك و ترى را بهم بافت . در اينهنگام دار الشورى قانون شگفتى گزارده و آن را چاپ كرده بهمه‌جا پراكنده نمود . بدينسان : « كسانى كه محمد عليميرزا را اعدام يا دستگير نمايند يكصد هزار تومان به آنها داده مىشود . كسانى كه شعاع السلطنه را اعدام يا دستگير نمايند بيست و پنج هزار تومان به آنها داده مىشود .